مقام های موسیقی غیرآیینی بوشهر

موسیقی سازی غیرآیینی بوشهر دارای مقام هایی به شرح زیر است:

1- حاجیانی (سرپنجه ‏– سرانگشت – غمونه) مردم به آن حاجیونی می گویند.
2- شروه
3- بیت
4- چوپی چهار دستمال (دوره) یا دوره ای
5- چوپی بوشهری
6- مولودی
7- شکی
8- بندری
9- خیام خوانی
1- حاجیانی (حاجیونی): معمولا مقدمه ی انبان است. نوازنده هر وقت ساز بدست می گیرد اولین چیزی که می نوازد، حاجیونی است. اگر بخواهد قطعه ای ریتمیک بنوازد، قبل از آن حاجیونی می نوازد. آهنگ حاجیونی تقریباً مانند شروه است ولی با این آهنگ چیزی خوانده نمی شود. به حاجیونی، سرپنجه یا سرانگشت و یا غمونه هم گفته می شود. معمولا مردم اگر بخواهند قدرت نوازندگی نوازنده ای را بشناسند، می گویند که آیا حاجیونی را به خوبی اجرا می کند و یا خیر؟ اگر حاجیونی خوب بنوازد، می گویند نوازنده خوبی است. ‏
2- شروه : آهنگ شروه تقریباً مثل حاجیونی است و در بعضی وقتها نوازنده، به جای حاجیونی یا ضمن قطعه حاجیونی، آهنگ شروه می نوازد. با آهنگ شروه معمولاً دو بیتیهای فایز و مفتون و یا بعضی از اشعار دو بیتی سریال دیگر خوانده می شود که خیلی غمگین است. در بعضی وقتها که شروه اوج می گیرد و وسعت صدای نی انبان به آنجا نمی رسد خواننده می بایست به تنهای بخواند گاهی اوقات این کمبود بوسیله سازهای دیگر مثل فلوت که وسعت صدای آن از یک اکتاو بیشتر است، جبران می شود ولی شروه به سبک محمد شریفیان که اوج ندارد، بانی انبان می توان اجرا کرد. شعرهایی که با آهنگ شروه می خوانند، معمولاً بر وزن (مفاعیلن- مفاعیلن- مفاعیل) است بعضی وقتها شروه سبک جهانبخش کردی زاده (بخشو) یا محمد شریفیان بوسیله نی انبان یا نی جفتی ضمن حاجیونی نیز نواخته می شود.‏
‏غـم دنیا خورم یا حسرت یـار
و یـا گـریـه کـنم مــن بـا دل زار
همی ترسم شود دیـوانه فـایز
چو مجنون رونهم بردشت و کُهسار
خودم اینجا دلم در پیش دلبر
خـدایا ایـن سـفر کـی مـیرود سـر
خدایا کن سـفر آسان به فـایز
کـه بـیـنـد بـار دیـگر روی دلـبـر ‏


شروه، گرده یا سبک های دیگر نیز دارد که بوسیله نی انبان نواخته نمی شود و ما در اینجا منظورمان از شروه هایی است که بوسیله نی جفتی و نی انبان نواخته می شود. ‏
3- بیت: همانگونه که از اسمش معلوم است یک بیت، یک بیت و یا دو بیت دو بیت اجرا می شود و در بعضی مواقع نیز نوازنده نی انبان یا نی جفتی در میان قطعه حاجیونی، قطعه بیت می نوازد معمولا خواننده همراه با آهنگ آن خوانندگی می کند و بعد از خواندن هر بیت، حاضران (بیشتر زنان) کِل می زنند.‏
بیت دارای دو نوع متفاوت است:
1- بیت مراسم شادی
2- بیت مراسم عزاداری
بیت مراسم شادی معمولا در شب حنابندان و ختنه سوران خوانده می شود و نت شاهد آن فاصله چهارم گرام می باشد. بعضی وقتها دو یا چند خواننده، بیت را به صورت سوال و جواب با همدیگر اجرا می کنند که آن را دو مندوی می گویند. بیت عزا که بیشتر شب تاسوعا و عاشورای حسینی خوانده می شود. ولی بدون ساز و آهنگ آن هم متفاوت است از بیت شاد شعر و آهنگی حزین دارد. و نت شاهد آن فاصله پنج گام می باشد. اشعار آن بیشتر درباره حضرت قاسم ابن حسن و در واقعه کربلا می باشد. بیت معمولا بر وزن رَمَل ( فاعلاتن- فاعلاتن- فاعلاتن- فاعلن ) است.‏
نمونه ای از بیت عزا که دو صدایی (دو نوحه خوان) معمولا اجرا می شود.

روی تو شاد ای پسرعم نو عروست آمده
دخترعمت (عمویت) به عزم پای بوست آمده
عمه عمه جـان عمه جـان فدای شادیت
مـن نـبستم در مـدیـنه حـجـلـه دامـادیـت
ای سیه بختان بیایید جمله امدادم کنید
می شود داماد رودم خرم و شادم کنید
ای پسر عم رشیدم پنجه ات از خون حناست
رسم دامادی نه اینست حجله گاه من کجاست
نمونه ای از بیت شادی:‏
یه کُناری تو سرامون ثمرش مُروارِین
زنده باشه رود جُونیم خلعت دامادین
یه کُناری تو سرامون پیچ در پیچش طلا
نیسِه زیرش شازه دوماد میکنه شکر خدا
خانم عروس روتِ خُم کن ری گشون آورده ام
ری گشون و بند زلف و پا گُشون آورده ام
پشت حجلت می گذشتم بوی حِجلت چه خشن
دست کردم مرغک بگیرم می ناسبزی سینه شن
‏4- چوپی چهار دستمال (دوره): آهنگی ریتمیک است که توسط نی انبان و همراهی دایره و یا تنبک اجرا می شود. بعضی ها گفته اند چوپی به معنای دوره ای است و چوپی چهار دستمال یعنی حرکت دوره ای گروهی با دستمال و یا حرکت دوره ای چون وقتی که نوازندگان این قطعه را اجرا می کنند، همه دایره وار حرکت، و با سازشان رقص بخصوص انجام می دهند. (یعنی دقتها همراه با دستمال). چوپی چهار دستمال بیشتر در اطراف کنگان و بین کولی های بوشهر مرسوم است. به این رقص سرپا نیز می گویند علاوه بر کنگان در مناطق دیگری نیز از جمله مناطق لُر نشین و کشورهای خلیج نیز چوپی چهار دستمال اجرا می شود. چوپی چهار دستمال در میزان شش هشتم اجرا می شود.‏
‏5- چوپی بوشهری: این نوع چوپی میان بوشهری ها و کولی های بوشهر مرسوم است ولی نوازندگان هنگام نواختن این آهنگ حرکت نمی کنند. چوپی بوشهری هم باکلام و هم بدون کلام اجرا می شود. معروفترین آهنگ باکلام چوپی بوشهری شنیدم بهمنی است:

شنیدم بهمنی گردان می سازن
برای سربازان زندان می سازن
خداوندا نگهبانم دم در
دو سال سربازیم کی می شود سر
دو سال سربازی موقوف می گرده
مرا کی می بری به سوی دلبر
تو میری اجباری دو سال می مونی
مو همری خود ببر تنها نمونی

‏«چوپی در قدیم چوپی هم نامیده می شد». از عده ای شنیدم که در گذشته ای دور با آهنگ چوپی چوب بازی می کردند. در بوشهر و اطراف آن چوب بازی مرسوم بوده و حالا چندین دهه می شود که چوب بازی در بوشهر و اطراف آن از یاد رفته و دیگر کسی چوب بازی نمی کند.‏
بعضی از آهنگ های فارسی و یا آهنگ های لری نیز وارد چوپی بوشهر شده که شنونده با مقداری دقت می تواند متوجه شود که این آهنگ ها بوشهری نیستند. ولی چون از قدیم این آهنگ ها وارد موسیقی بوشهر شده نوازندگان این آهنگ ها نیز می نوازند. و به احتمال زیاد کولی های بوشهری وقتی که از جایی به جای دیگر کوچ می کرده اند، این آهنگ ها را از آن مناطق به بوشهر آورده اند. چوپی بوشهری که میزان دو چهارم نواخته می شود.‏
‏6- مولودی: همان طور که از نام او معلوم است مخصوص زمان تولد است و بیشتر هنگام تولد ائمه اطهار و بزرگان دین و اعیاد مذهبی توسط نی انبان نواخته می شود. ریتم مولودی تقریباً به ریتم عربی (مصری) نزدیک و با نوعی حرکت مخصوص گروهی همراه است، و با آن شعری خوانده نمی شود. مولودی در میزان دو یا چهارم اجرا می شود. به مولودی عربی هم گفته می شود.‏
یک مولودی دیگر هم داریم که آن مخصوص میلاد پیغمبر است ولی بدون ساز است و آن را مولود نبی می نامند. معمولا در مساجد و پای منبرها خوانده می شود:

صَلََم صل علی رسول الله
صَلََم صل علی محمد

‏7- شکی: آهنگ بدون کلامی است که توسط نی انبان یا نی جفتی همراه با دایره یا تنبک نواخته می شود و معمولا با شکی شَپ (دست) زده می شود شکی، موسیقی مراسم شادی همچون ختنه سوران، عروسی و… می باشد.‏
‏8- بندری: آهنگ بدون کلامی است که ریتم آن با شکی مقداری تفاوت دارد ولی قدمت بندری از دیگر مقام های موسیقی بوشهر کمتر است و نوازندگان امروزی این مقام را بهتر از هر مقامی اجرا می کنند. زیرا آهنگی است عام و مردم عادی این آهنگ را بیشتر از مقام های دیگر می پسندند. امروزه تعداد نوازندگانی که مقام های اصل بوشهری را اجرا می کنند، انگشت شمارند. نوازندگان امروزی بوشهر از مقام های بوشهری فقط سرپنجه (حاجیونی) و بندری می نوازند و اندکی هم بیت و شروه. زیرا این مقام ها بیشتر مورد علاقه مردم است. به آهنگ بندری، آهنگ رقص هم می گویند. آهنگ بندری که قدمت آن نسبت به بقیه مقام های موسیقی بوشهر کمتر است، در حدود سه یا چهار دهه می شود که از جاهای دیگر وارد موسیقی بوشهر شده و در بین مقام های مختلف موسیقی بوشهر برای خود جایی باز نموده است.‏
‏9- خیام خوانی: خیام خوانی نیز قسمتی از موسیقی سازی بوشهر است که قدمت آن کمتر از صد سال می باشد. از نظر آهنگ دو نوع خیام خوانی داریم.‏
10‏- یک نوع خیام خوانی که همراه نی جفتی خوانده می شود، اوج ندارد و از صدای نی جفتی بالاتر نمی رود و نوازنده پس از خواندن یک یا چند رباعی از اشعار خیام که توسط خواننده خوانده می شود تغییر مقام داده و مقام شکی را می نوازد. نوع دیگر هم که در دستگاه افشاری اجرا می شود و معمولا با ساز فلوت همراهی می شود. چون وسعت صدای ساز فلوت بیشتر از نی جفتی و نی انبان می باشد. به دنبال اشعار خیام، معمولا از یزله و یا خرده آهنگ های بوشهری نیز استفاده می شود. مثال:‏
در کُنج خَرابات کسی پیر نشد
وز مردن آدمی زمین سیر نشد
گفتم که به پیری رسم توبه کنم
بسیار جوان مرد و یکی پیر نشد
در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
هر یک به زبان خویش با من می گفت
کو کوزه گر و کوزه خَر و کوزه فروش
دیگه ناشم به کهله
عـزیـز دلُم اُفی نـا

محقق : محسن حیدریه

مرزهای فرهنگی موسیقی سوگواری بوشهر فراتر از حدود جغرافیایی

مرزهای فرهنگی موسيقی سوگواری بوشهر بسيار فراتر از حدود جغرافيايی كنونی آن است. سازها و نواختن آنها نيز بيشتر و ساده تر از قطعات آوازی، از فرهنگی به فرهنگ ديگر برده شده است. سنج و دمام، تنها قطعه ی ضربی بدون كلام در موسيقی بوشهر- نوعی پُلی ريتمی نه چندان پيچيده است كه يادگار حضور سياه پوستان آفريقايی در بوشهر مي باشد. سمبوليسم سازها و اجرای مراسم سنج و دمام نسبت به ديگر مراسم موسيقی سوگواری از نظر تنوع و كثرت ملودی، بخش اعظم موسيقی بوشهر را شامل می شود. اين نوع موسيقی از نظر تعلق ملودی و مضمون، با آيين های شيعی پيوند يافته است. در اجرای موسيقی آيينی- مذهبی، به جز مواردی خاص، كمتر ذهنيت موسيقيايی وجود دارد.

موسيقي سوگواري در بوشهر معمولاً جنبه ي تقدس نداشته و بيشتر جنبه ي آييني آن مدنظر است؛ با اين حال، گاه از فرايض مذهبي به شمار مي رود.
اجراي موسيقي سوگواري وسيله اي براي تحكيم مباني اجتماعي و تشخص و اعتبار مساجد و تكايا است.

اغلب آوازهاي موسيقي بوشهر به دليل لحن غم انگيز آن، در عزا هم كاربرد دارند. نوحه هاي قديمي بوشهر، برگرفته از موسيقي فولكوريك اين منطقه مي باشد و از اين رو با بيشتر ترانه هاي محلي، ارتباطي تنگاتنگ داشته و بيانگر ويژگي هاي اين نوع موسيقي است.
غالب موسيقي سوگواري بوشهر برگرفته از محافل غير عزاداري است؛ از اين رو نيز در دو بخش متضاد، هم در محافل سرور و هم در مجالس عزا به كار گرفته مي شود.
“حاجيوني”، “مثنوي”، “شمبه اي” و “زينب شل” از جمله آوازهاي رايج در محافل غير عزاداري است كه به روضه خواني كشانده شده است.
بنابراين موسيقي سوگواري از ديرباز براساس مقام هاي ايراني و موسيقي نواحي خوانده مي شده، از اين رو نيز در حفظ و نگهداري نواهاي اصيل منطقه تأثيرگذار بوده است.

آوازهاي “بيت خواني”، “چاووش”، “مرثيه خواني” و “شوره”، در زمره ي كهن ترين نغمات بر جاي مانده از موسيقي قديم بوشهر بوده و از جمله آوازهاي باستاني موسيقي ملي ايران اند كه از دوران پيش از اسلام در اين منطقه رواج داشته اند.
مرزهاي فرهنگي موسيقي سوگواري بوشهر بسيار فراتر از حدود جغرافيايي كنوني آن است. سازها و نواختن آنها نيز بيشتر و ساده تر از قطعات آوازي، از فرهنگي به فرهنگ ديگر برده شده است. سنج و دمام، تنها قطعه ي ضربي بدون كلام در موسيقي بوشهر- نوعي پُلي ريتمي نه چندان پيچيده است كه يادگار حضور سياه پوستان آفريقايي در بوشهر مي باشد. سمبوليسم سازها و اجراي مراسم سنج و دمام نسبت به ديگر مراسم مشابه، قوي تر است.

فلوت تنها ساز ملوديك رايج در مراسم عزاداري بوشهر است. اين ساز، آواز را تقويت كرده و بعضي از اصوات آن را مزين مي كند. اعتقاد به حرام بودن ساز و نواختن آن در شريعت شيعه، باعث شده تا نواختن ساز در مراسم سوگواري كمتر مورد توجه قرار گيرد. موسيقي آوازي در بوشهر نسبت به موسيقي سازي از قدمت بيشتري برخوردار است. خلق آوازها در موسيقي سوگواري بوشهر به طور انفرادي و يا با اقتباس از موسيقي ساير فرهنگ ها صورت گرفته است.
كلام و موسيقي در اغلب نواها نسبت به هم نوعي وحدت لاينفك ر دارا هستند.
در نوحه ها همواره از كلماتي مثل: خدا، اي خدا، اي واي، واويلا… استفاده مي شود. اين كلمات جدا از نوعي دريغاگويي، در پيوند هجاهاي شعر با ميزان هاي موسيقي، مؤثر واقع مي شوند.

موسيقي سوگواري، مبين حالت كلي موجود در مضمون شعر است و محتواي متن را جزء به جزء توصيف نمي كند.
عنوان قطعات در موسيقي بوشهر معمولاً از شروع متن آواز گرفته شده و معمولاً عناوين موسيقي سوگواري در بوشهر، معرف خصوصيات ملودي نمي باشد.
نام تعدادي از آنها خصوصاً در آوازها، عناوين شهر، روستا يا مناطق است؛ مثل “شمبه اي”، “دشتستاني”، “حاجيوني” يا “دشتي”.
عنوان بعضي از قطعات در موسيقي سوگواري نيز اسامي اشخاصي هستند كه به عنوان خوانندگان يا ابداع كنندگان آن محسوب مي شوند؛ مثل «بخشو» (كردي زاده)، “شريفيان”، يا “حاج علي جعفر”.
گاهي نام بعضي از فرم ها يا بحور شعري، عنوان گوشه ها را معين مي كنند؛ مثل “مثنوي”، “رجز” يا “بيت”.
عناوين برخي از گوشه ها تا دوران ساسانيان قابل تعقيب است، مثل “شروه”، “شوره” يا “چاووش”.
“پامنبري خواني” يكي از كهن ترين انواع نوحه خواني و عزاداري در بوشهر محسوب مي شود و در كنار “ذكر” و “بيت خواني”، در اصل جزو موسيقي روستايي استان بوشهر مي باشد.

احتمالاً ريشه ها يا علل پيدايش اغلب نوحه هاي سوگواري از نوحه هاي “پامنبري” باشند.
سينه زني و نوحه خواني به عنوان پرمخاطب ترين و شاخص ترين مراسم در بوشهر قلمداد مي شود. نوحه هاي موسيقي سوگواري در بوشهر به دو بخش كلي تقسيم مي شوند: نوحه هايي كه ملوديك هستند (سينه زني مردان) و نوحه هايي كه به شكل رسيتاتيون و بيان محاوره اي مي باشند (بر حيدري).
اغلب آواهاي موسيقي بوشهر داراي بافتي منوفونيك (تك صدايي) هستند اما با اين وجود، در بعضي از همخواني ها ناخوداگاه حالت هاي موسيقي پوليفوني (چند صدايي) به خود مي گيرند؛ به ويژه در نوحه هاي پامنبري و نوحه هاي زنانه.
اكثر نوحه هاي سنتي بوشهر به صورت وحدت هاي 8/6، 4/3 و يا 8/4 ظاهر مي شوند كه در اين خصوص، استثناهايي نيز وجود دارد. شروع اغلب نوحه هاي بوشهري، بگونه اي ضدضرب مي باشد كه اين مسئله از خصوصيات مشترك فيگورهاي ملوديك نوحه ها است. سادگي و رواني ملودي هاي موسيقي سوگواري به ويژه در نوحه هاي قديم بوشهري، اساس كار اجراكنندگان بوده است. فواصل ملودي نوحه هاي بوشهري معمولاً به صورت پيوسته و منظم مي باشد. معمولاٌ به هر پريود، يك بيت تعلق مي گيرد.

در بيشتر مواقع، در پريودي كه از دو جمله يا دو جزء ملودي تشكيل مي شود، جمله ي اول حالت تعليق و جمله ي دوم حالت اختتام دارد. در اغلب نوحه هاي بوشهري، جمله ي دوم، جمله ي اوج است.
ملودي ها معمولاً تحركي پايين رونده دارند و تحرك پايين رونده ي ملودي نيز، از خصوصيات كهن موسيقي است. در اين نوع موسيقي، صداي اول، طولاني تر از صداي بعدي است و نت خاتمه نسبت به نت ماقبل آن، خفيف تر است.
در خواندن نوحه هاي بوشهري با اجراي ويبره ها و تحريرها و نيز تزيين هايي خاص، به نوعي لهجه ي بوشهري القاء مي شود، كه به شكلي هويت ملوديك اين موسيقي مي باشد.
بم خواني، يكي از خصوصيات خواننده هاي مذهبي است و اين موضوع، جدا از تقليد، مي تواند نشانگر شرايط جغرافيايي و تاريخي باشد. با اين توضيح، سليقه ي هنرپذيران بوشهري به اجراي اوج خواني توسط خوانندگان متمايل است.

خصوصيات قومي مردم بوشهر هنگام شنيدن موسيقي به راحتي قابل احساس است اما به سختي مي توان آن را با كلام تشريح كرد.
تمپو در طول قطعات، تدريجاً سرعت مي يابد و سرعت تدريجي ريتم، گاهي به قدري است كه تمپوي شروع، در حين اجرا دو برابر سريع تر مي شود.
بالا رفتن تدريجي صدا و يا گام در خواندن نوحه ها و آواهاي سوگواري، از مشخصه هاي اين نوع موسيقي است.
آغازين آوازهاي سوگواري معمولاً همراه با تحرير است و تحريرها، يا روي هجايي از شعر متكي هستند يا روي كلماتي نظير «اي واي» يا «اي داد».
بيشتر آواز خوان ها در موسيقي سوگواري پس از خواندن هر دو بيتي، با اجراي واخوان (آواي ممتد و پاياني آوازها كه با تحريرهاي خاصي توأم است)- براساس نت اصلي گام آواز (تونيك)- پايان هر قسمت را مشخص مي سازند.
پرش فواصل در خواندن آوازهاي محلي محسوس است. خواننده ها معمولاً با فواصل مبتني بر وسعت صوتي خود، آوازها را مي خوانند. مراسم عزاداري و موسيقي سوگواري در آيين مذهبي بوشهر، اغلب در چارچوب نوعي نمايش مذهبي (تعزيه) اجرا مي شوند.
اجراي موسيقي در تعزيه هاي رايج در بوشهر به دو بخش كلي تقسيم مي شود كه بخش اول آن موسيقي آوازي و بخش دوم آن موسيقي سازي است.
سازبندي گروه نوازندگان، در تعزيه هاي فعلي استان بوشهر، به دو شكل رايج است كه شكل نخست آن استفاده از سازهاي بومي و شكل دوم آن بكارگيري سازهاي غربي مي باشد.

سازهاي رايج در تعزيه، توانايي همراهي با موسيقي آوازي را ندارند. از اين رو موسيقي سازي به متن تعزيه تعلق نداشته و در حال حاضر جنبه ي تشريفاتي آن بيش از جنبه ي موسيقيايي آن مدنظر است.
پاره اي از آواها و عزاداري هاي زنانه، به اتفاق مردها و در آييني مشترك صورت مي گيرد؛ همانند مراسم “صبحدم”، “شام غريبان”، “طفل صغيري”، “شب سوم حسين”، “علم گرداني”، “چاووش”، “بيت” و يا اجراي تعزيه هاي سنتي.
بيت خواني و نوحه ي شام غريبان، ويژه ي زنان است و اين نوع عزاداري در ميان زن هاي بوشهري از سابقه ي كهن تري سخن مي راند.
استيل هاي نوحه خواني زن ها، آرام تر و ملودي داراي فواصلي كوچكتر است. ضمن اينكه در نوحه خواني زنانه، كُرخواني طولاني- نسبت به مردها- كمتر به گوش مي رسد.
“عزاي سرپايي” يكي از مهيج ترين و از تنها شاخصه هاي عزاداري زنانه نسبت به عزاداري مردها در بوشهر است.
اغلب نوحه هاي سرپايي، از يك نمونه ي انتزاعي نشأت گرفته اند؛ به گونه اي كه شروع و خاتمه ي نوحه ها و نيز جمله بندي ملودي اغلب آنها، مشابه هم هستند.
نوحه هاي عزاي سرپايي، از سكانس ها و جواب هاي كوتاهي برخوردار بوده و بافت ملوديك آنها به آوازهاي بدوي عربي و آفريقايي شباهت دارد.
در بعضي از مراسم سوگواري، خوانندگان زن در مبادله ي آواز با مردها بر مي آيند.
در بوشهر به دليل نقش آفريني زن ها در تعزيه، معمولاً آنها نيز به اجراي آواز مي پردازند؛ در حالي كه در اغلب مناطق ايران، مردها در روپوشي زنانه به جاي زن هاي اهل بيت (ع)، ايفاي نقش مي كنند.
زن ها در موسيقي سوگواري، ساز نمي نوازند؛ اما در گذشته شاهد نواختن دمام و سنج توسط عده ي معدودي از زن ها بوده اند.
منبع: کتاب اهل ماتم. نوشته محسن شریفیان

سازشناسی موسیقی بوشهر

شناسایی سازها و موسیقی سازی می تواند به درک ارزشهای فرهنگی و ویژگی ها و معیارهای زیبایی شناختی یک جامعه کمک های شایان توجهی نماید.سازشناسی از مهمترین کلیدهای درک تاریخ موسیقی فرهنگ های گوناگون است.
سازها می توانند به عنوان وسایلی که نمایانگر ارتباط فرهنگی مردمان مختلف هستند،مورد مطالعه قرار گیرند.از طرفی بررسی ساختمان سازها برای درک دانش فنی فرهنگ های سنتی و بدوی مفید واقع می گردد.
نام ساز، نام قطعه های تشکیل دهنده ی آن، نام اهنگ ها و اصطلاحات مربوط به تکنیک های اجرایی می تواند زبان شناس را در بررسی زبان و گویش های رسمی قوم های گوناگون و نیز در پیگیری نقل و انتقال این واژه ها،فرهنگی به فرهنگ دیگر یاری رساند.
بررسی و شناسایی سازها،به لحاظ حرمت و تقدیس آن ها می تواند،به شناخت اعتقادات،باورها،ایین ها،نمادهلا و اسطوره های یک فرهنگ کمک شایانی نماید.
شناسایی سازها در فرهنگ های مختلف دامنه ی وسیعی دارد.این شناسایی می تواند ابتدا سازهای رایج در هر فرهنگ در هر فرهنگ را در برگیرد و سپس به سازهایی مورد استفاده قرار نمی گیرد و تنها جنبه تاریخی دارند، بپردارد.
در این پژوهش تشخیص لایه های تاریخی اساس کار گرداورندگان نبوده، با این حال قابل ذکر است، اغلب این سازهلا حالت بدوی داشته و می توان آن را نوعی از سازهای اولیه ی موسیقی بوشهر قلمداد نمود.هر چند از سازهای باستانی استان بوشهر با توجه به پیشینه ی کهن این منطقه در دست نیست.
راویان موسیقی سازی در استان بوشهر با عناوین مختلفی در جامعه حضور داشته اند، از جمله چنگی، لوطی، مطرب، مطربه، استا و کولی.نسل اغلب آنان منقرض شده و تنها نام و یادی از آنها باقی مانده است.اغلب آنها مهاجر و دائما در حال مسافرت بوده اند که هر کدام با نام و زبان و اصطلاحاتی خاص تکلم می نموده اند.
معرفی بعضی از سازها در موزه ی مردم شناسی بوشهر برای عده ای که موسیقی استان بوشهر را محدود به بندر بوشهر می دانند، سوال برانگیز است.اما باید توجه داشت که گستره ی جغرافیایی استان بوشهر نه تنها به بندر دیرپای بوشهر محدود نمی شود،بلکه جغرافیای فرهنگی این سامان فراتر از نقشه جغرافیای این استان است.بنابراین گرداوری این مجموعه حاکی از تنوع قابل توجه موسیقی سازی و قومی در استان بوشهر است.
در این مجموعه، نگارنده با توجه به پژوهش و مسافرت های متعدد خود در روستاها و مناطق مختلف استان بوشهر،سعی نموده هر ساز و وسیله ای را که بتواند صوت موسیقی را به مفهوم اعم تولید کند، گرداوری نماید.بدون تردید همه ی سازهای آورده شده ریشه در تاریخ و فرهنگ مردم بوشهر داشته و قدمت اغلب آنها دست کم به بیش از صد سال می رسد.
نحوه ی ارایه یافته های نگارنده در این مجموعه، به ترتیب زیر است:
1-تشریح سازها و خاستگاه آن.
2-طراحی ساختمان سازها و معرفی اجزا و ابعاد آن
استان بوشهر
الف: جغرافیا و مساحت
استان بوشهر به مساحت23167/56 کیلومتر مربع در جنوب غربی ایران واقع شده است.این استان در محدوده ی مختصات جغرافیایی بین 27 درجه و 14 دقیقه تا 30 درجه و 16 دقیقه عرض شمالی و 50 درجه و 6 دقیقه تا 52 درجه و 58 دقیقه طول شرقی، قرار گرفته است.
استان بوشهر از شمال به استان خوزستان و استان کهکیلویه و بویر احمد، از شرق و شمال شرقی به استان فارس،از جنوب شرقی به استان هرمزگان و ازجنوب و مغرب به خلیج فارس محدود می شود.
این استان دارای نه شهرستان به نام های بوشهر، تنگستان، دشتی، دشتستان، گناوه، دیلم، دیر، جم و کنگان است و مرکز آن شهر بندری بوشهر است.
ب: آب و هوا
اب و هوای مناطق ساحلی بوشهر به دلیل نزدیکی خط استوا، کمی ارتفاع و قرار گرفتن در محدوده ی عرض ها ی جغرافیایی پایین و مجاورت با دریا،به طور کلی گرم و مرطوب بوده و مناطق داخلی این استان دارای آب و هوای گرم و خشک است.دمای متوسط سالیانه آن، معادل 24 درجه سانتیگراد است و دمای ان در تابستان تا 50 درجه می رسد.میزان بارش سالیانه را حدود 217 میلی لیتر تخمین زده اند.
پ: پیشینه تاریخی
بوشهر از نظر تاریخی دارای سابقه بسیار کهن و درخشان است.بر اساس تحقیقات و مطالعات انجام شده، قدمت تمدن استان بوشهر دست کم به پنج الی شش هزار سال می رسد.این در حالی است که هنوز کاوشهای باستان شناسی چندانی در این منطقه صورت نگرفته است.
نخستین سنگ بنای تمدن تمدن در بوشهر به زمان ایلامی ها و تمدن بین النهرین برمی گردد.در ان زمان این نقطه را “لیان” نامیده اند.لیان به معنی افتاب درخشان یا سرزمین آفتاب درخشان است.
در دوره ی مادها استان بوشهر جزو یکی از ایالتهای جنوب غربی آن بوده و در دوره ی هخامنشیان نیز جزو ساتراپ نشین{استان} پارس محسوب می شده است.در استان بوشهر آثار و نشانه های فراوانی از دوره ی هخامنشیان وجود دارد.همانند کاخ “بردک سیاه” در کناره شمالی رودخانه “دالکی” و دیگر قصرهخامنشی.
در زمان ساسانیان،بوشهر را ریو اردشیر یا بخت ازدشیر می نامیدند، در این دوره قلعه ی مستحکمی در بوشهر بنا شد که دارای برج و باروهای بلندی بود.هم اکنون ویرانه های این قلعه در منطقه ی ریشهر در فاصله 10 کیلومتری جنوب بوشهر قرار دارد.
با سقوط سلسله ساسانی به دست اعراب مسلمان،تمدن و فرهنگ ریشهر رو به اضمحلال گذاشت.در زمان حکومت امویان، سواحل خلیج فارس از جمله سرزمین بوشهرفتوسط فرستادگان خلفا اداره می شد. در زمان فرمانروایی آل بویه،سرزمین های فارس و. بوشهر جزو قلمرو انان قرار داشت.
در آغاز سلسله ی صفویه پرتغالی ها بر تمام جزایر خلیج فارس و بعضی از کرانه های ان حکومت می کردند.در دوره افشاریه، نادرشاه آنجا را به عنوان پایگاه ناوگان دریایی خود در خلیج فارس برگزید و نامش را به بندر نادریه تغییر داد.شیخ ناصر خان آل مذکور،{دریاسالار نادر} را که قزیب یکصد سال بر بوشهر حکمرانی کرد،بنیان گذاشت.
در دوره زمامداری کریم خان زند و نیز دوران قاجاریه، بندر بوشهر همچنان به عنوان یکی از معتبرترین بنادر مهم تجاری-فرهنگی و سیاسی ایران محسوب می شد، تا جایی که کشورهایی مانند انگلیس،روسیه،آلمان،ایتالیا،فرانسه،هلند،نروژ و عثمانی در این شهر دفتر نمایندگی سیاسی و تجاری برپا نمودند.
ت: زبان و گویش
زبان رایج مردم بوشهر فارسی است که با لهجه های مخصوص به خود صحبت می کنند.لهجه ی بوشهری که در بین بعضی از محلات ان اختلافهای گویشی قابل تاملی وجود دارد،دارای قواعد دستوری خاص خود است که پیشینه در عهد پارینه دارد.
در استان بوشهر اهالی شهرستان دشتستانف گناوه و دیلم به گویش لری صحبت می کنند و برخی از اهالی شهرستان دیر و کنگان و همچنین جزیره شیف نیز به زبان عربی محلی تکلم می کنند.زبان رایج عشایر ساکن در استان بوشهر نیز ترکی است.
ث: دین و مذهب
بیشتر مردم بوشهر مسلمانند.اکثر آنان تابع مذهب شیعه و برخی سنی مذهب هستند.حدود 15 درصد از ساکنین استان بوشهر را اقلیتهای دینی تشکیل می دهند.در گذشته پیروان دین زرتشت، یهود و مسیحیت به دلیل موقعیت خاص استراتژیکی بندر بوشهر حضور قابل توجهی در این مرز و بوم داشته اند.
ج: جمعیت
بر اساس آخرین برآورد جمعیتی استان بوشهر که در سال 1383 صورت گرفته است، تعداد 867701 نفر جمعیت در استان بوشهر زندگی می کنند.یادآوری می گردد آمار ذکر شده به عنوان جمعیت بومی این استان محسوب نمی شود،چرا که تعداد قابل توجهی از این جمعیت مهاجرانی هستند که به اقتضای شرایط کاری، در این منطقه سکنی گزیده اند.

موسیقی بوشهر
موسیقی بوشهر نیز همچون موسیقی ملل مختلف، از تولد تا مرگ از بزم تا رزم و از سور تا سوگ همواره در اغلب شئون فرهنگی و اجتماعی مردم دریا دل اینم خطه حضور دارد. موسیقی بوشهر طنین انداز کار و کوشش، رنج و مشقت، دوری و درد، شادی و غم، شیرزنی و دلیرمردی،شکست ها و ناکامی ها و بیانگر مشخصه های خاص جغرافیایی و اقلیمی این دیار است.
برای توضیح و معرفی موسیقی محلی بوشهر، نخست باید به عوامل مختلف طبیعی،اجتماعی،اقتصادی،سیاسی،ملی و مذهبی- که در پیدایش و شکل گیری موسیقی کنونی بوشهر تاثیر زیادی گذاشته اند-توجه نمود.
اولین عاملی که در معرفی سازها و گونه های مختلف موسیقی بوشهر موثر و با اهمیت بوده، موقعیت جغرافیایی این منطقه است.بوشهر همواره در طول تاریخ گذرگاه و محل سکونت قوم ها و ملت های مختلفی بوده که به دلایل مختلف از جمله تجارت، مهاجرت اختیاری یا اجباری و نیز اشغال نظامی، وارد این سرزمین شده اند.طبیعی است که هر کدام از ساکنان بومی بوشهر تاثیر داشته و گاه موجب دگرگونی آن شده اند.
برای نمونه پس از ورود بردگان افریقایی به بندر بوشهر، بخش قابل توجهی از موسیقی بوشهر تحت تاثیر سیاهان افریقایی قرار گرفت که می توان به مراسم “سنج و دمام”، مراسم “زار” یا “لیوتا” و نیز بعضی از “نی مهخ” ها و “یزله”ها اشاره نمود. اما تاثیرگذاری و ایجاد تغییر، همواره باعث تقویت فرهنگ سرزمین میزبان نگردیده و گاه موجب تضعیف و از هم گسیختگی فرهنگ آن نیز می گردد.چننکه حمله لعراب به “ریشهر” {بوشهر قدیم} در دوران ساسانیان، موجب شده تا شمار زیادی از دستاوردهای فرهنگی و هنری آن دوران رو به اضمحلال گذارد و بخشی از اطلاعات مربوط به آن دوران و حتی پیش از آن نیز در حافظه ی تاریخ این مرز و بوم، محو شود.
دمین عاملی که همچون مورد اول، درتبیین موسیقی بوشهر و نیز در تعیین مرزهای فرهنگی آن مورد توجه است، مهاجرت موقت اهالی این منطقه به کشورهای عربی همجوار جهت کار و امرار معاش و نیز دریانوردی و تجارت ساکنان این سامان در کشورهای حوزه خلیج فارس، دریای عمان، سومالی،تانزانیا، هند و … می باشد.
معمولا یکی از ره آوردهای این مسافرت ها: موسیقی، لهجه، آداب و رسوم دور دست بوده که به مرور زمان نه تنها در موسیقی بومی، بلکه در معماری و حتی طبخ غذا و پوشش ساکنان این منطقه نیز تاثیر زیادی گذاشته است.
جدا از موارد ذکر شده که باعث کستردگی فرهنگ موسیقیایی این دیار شده، باید به تعامل هنری و پیوند موسیقی این منطقه با دیگر مناطق و قوم های ایرانی همجوار اشاره نمود.این پیوندها به خوبی در مضمون اشعار،؛ خصوصیات ملودی، نام قطعات و سازها مشهود است.از این میان می توان به موسیقی عشایر ترک زبان استان بوشهر در مناطق”جم” و “دشتستان” و نیز موسیقی لر زبانان ساکن در بلوکات “حیات داوود” و “لیراوی” اشاره نمود.بنابراین موسیقی بوشهر همچون اهالی موسیقی سایر ملل، بدون استفاده و اقتباس از دیگر موسیقی قوم ها و ملت های مختلف،نتوانسته است به تامین خواستهای مردم این منطقه پاسخ دهد.لازم به یادآوری است که در این هم آوایی هنری،مردم بوشهر، با توجه به استعدادهای ذاتی، آنچه را که با ذوق و نیاز خود پسندیده اند، با شرایط و توانایی خود انطباق داده، شکل و جلو ه ای بومی بدان بخشیده اند.
عامل سوم که باعث شکل گیری و بوجود آمدن فرم ها و آوازهای خاصی شده ویژگی های محیط جغرافیایی است که نه تنها بر موسیقی و هنر این مرز و بوم، بلکه بر روی زندگی، رفتار و گفتار انها نیز تاثیر گذاشته است.از همین رو، تاثیر شرایط سخت طبیعی، گرما، خشک سالی، رطوبت زیاد، کمبود امکانات و وضعیت دشوار زندگی، دریا، ماهیگیر و دریانوردی در جای جای موسیقی این دیار مشهود است.
مثلا در گذشته نباریدن باران در فصل زمستتان باعث می شد که مردم برای بارش باران، در قالب مراسمی همراه با شعر و آهنگی ویزه دست به دعا بردارند.همچنین، کار بر روی دریا، پارو زدن و سایر کارهای طاقت فرسا، آوازهایی را جهت هماهنگی و رفع خستگی در انجام کارهای جمعی بوجود آورده، که به آن “نی مه” می گویند.
عامل چهارم، تاثیرپذیری موسیقی بوشهر از فرهنگ و تمدن ملی کشور است. در این خصوص، به کارگیری زبان و اصطلاحات ملی، استفاده از اشعار و اسطوره های ایرانی، احترام به باورها و برپایی سنت ها و آیین های ملیف ازجمله عواملی هستند کعه در ایجاد فرم های مختلف موسیقی و دادن رنگ ملی به موسیقی محلی بوشهر موثر بوده اند.
از بارزترین این تاثیرات در موسیقی کنونی بوشهر، به “شاهنامه خوانی”، “مثنوی” و “نظامی خوانی” ،”چاووش ” و … اشاره نمود که با ادغام در فرهنگ و هنر بوشهر، جلوه ای جنوبی به خود گرفته اند.
البته موسیقی بوشهر نیز متقابلا بر موسیقی بوشهر، باید به تاثیر ادیان رایج در دوره های مختلف نیز اشاره نمود، چرا که این مهم در ایجاد گونه های مختلف موسیقی مذهبی، بدون تایر نبوده است. اثار بدست آمده از مذاهب مختلف از جمله خرابه های معبد “پزئیدن” یعنی خدای دریاها، آتشکده زرتشتیان متعلق به دوره ساسانی و سالنهای ویژه همسرایی های مذهبی در کلیسا و صومعه های مسیحیان نستوری-مسیحیان ایرانی در زمان ساسانیان- در جزیره “خارگ” گواه بر رواج و شکوه برگزاری آیین ها و آوازهای مذهبی در بوشهر بوده است.
اما از این میان مذهب شیعه در بوشهر با توجه به چگونگی نگرش علمای آن نسبت به موسیقی، هر چند باعث رکود و از میان رفتن بخش بزرگی از موسیقی گردیده، اما در شکل گیری و ایجاد فرم ها و آوازهای گوناگون مذهبی و سوگواری،بویزه در مضمونم اشعار،تاثیر زیادی گذاشته است،به گونه ای که آواهای مربوط به آن به دلیل اهمیت ویزه ای که دارند و همچنین به خاطر کثرت و تنوع، بخش مهمی از فرهنگ موسیقی بوشهر انگاشته می شوند.
باید اشاره کرد که یکی از عوامل مهم در ادغام و پیوستگی فرهنگ مهاجران ملل مختنلف با فرهنگ این منطقه دین اسلام بوده است،چنانچه همواره موسیقی مهاجرین را بر طبق انطباق با آداب و رسوم بومیان بندر بوشهر دستخوش تغییر نموده و به آن صبغه و لعاب اسلامی داده است.
گونه های موسیقی در بوشهر
موسیقی فعلی بوشهر را – از نظر تعلق ملودی و نیز موضوع و مضمون- به هفت دسته می توان تقسیم کرد. در قالب این تقسیم بندی به معرفی گذاری سازها و بعضی از رسوم بوشهر، که با موسیقی همرا ه اند، پرداخته می شود.
الف-موسیقی جشن: شامل آن دسته از موسیقی هایی مو شود که ویژه ی مراسم جشن و سرور می باشد.
معمولا با پایکوبی و دست افشانی همراه است.برجسته ترین نوع این موسیقی، آهنگ های مراسم عروسی است که در گذشته، اجرای این مراسم هفت شب به طول می انجامید.
از مهمترین قطعات و فرم های قابل ذکر در این مراسم (جدا از برخی ترانه ها که معمولا توسط زنها خوانده می شوند)، آواز”بیت خوانی” ترانه های ویژه ی “حنابندان” ، “سرتراشون” “دومارویی”، “حموم روون” و قطعات “یزله” است.
“یزله”خوانی در موسیقی بوشهر با پایکوبی و شپ (دست) زدنهای محکم و منظم، همراه با تکخوانی و همسرایی اجرا می شود.این نوع موسیقی، در گذشته از اهمیت و تنوی بیشتری برخوردار بوده و در جشن های عروسی و ختنه سوران همراه با رقص و “چوب بازی” ویژه ای به اجرا در می آمده است.
از سازهای عمده مورد استفاده در موسیقی جشن، می توان به سازهای “نی جفتی” و “نی انبان” که از سازهای قدیمی این منطقه محسوب می شوند، اشاره نمود. در حال حاضر اینگونه سازها به همراهی سازهای کوبه ای، همچون “دیره”(دایره)، “ضرب”( تمبک)، “ضرب و تمپو”، “تمپو” و “دیره زنگی” نواخته می شود. از دیگر سازهای مورد استفاده در جشن های مناطق مختلف استان بوشهر، می توان به ساز “دمام”، “مرباس” “دربنگه”، “کرانا”، “ساز” و نقاره” نیز اشاره نمود.
ب-موسیقی محفلی: این گونه موسیقی معمولا خاص محافل دوستانه بویزه در شب نشینی ها می باشد. یک نوع از این موسیقی “شاهنامه خوانی” است.خواندن اشعار شاهنامه فردوسی با نوایی خواص و بدون همراهی ساز، معمولا در محافل بزرگان یا خان ها خوانده می شده که متاسفانه این رسم، در اغلب مناطق استان بوشهر، به فراموشی سپرده شده است.
“خیام خوانی” نیز از گونه های رایج و مطرح موسیقی محافل، محسوب می شود.تکخوانی اشعار حکیم عمر خیام که با آهنگی خاص و با همراهی یک ساز ضربی {تمبک با دایره} و نواختن فلوت اجرا و در نهایت به دم گرفتن جمع منتهی می شود، لنگان لنگان هنوز به حیات خود ادامه می دهد.
از دیگر موسیقی ویژه ی محافل می توان به “شروه خوانی” یا “فایز خوانی”، “مثنوی” و “نظامی خوانی” اشاره نمود که به شیوه های مختلفی خوانده می شوند.لازم به توضیح است که اینگونه آوازها جدا از محافل، در موقعیت های دیگری نیز خوانده می شوند.
پ-موسیقی مذهبی: این نوع موسیقی، آوازها و قطعاتی را در بر می گیرد که در مراسم مذهبی به کار گرفته می شوند، به ویژه آواها و نواهایی که در سالروز تولد، شهادت و یا وفات ائمه ی اطهار {ع} خوانده می شوند.
از جمله ی این مراسم و موسیقی، “مولودی خوانی” است. این رسم، ویژه ی جشن تولد پیغمبر{ص} است و اغلب توسط اهالی سنی مذهب بوشهر اجرا می گردد. در مولودی خوانی، جماعت، در ابتدا بصورت نشسته آواها و اشعار عربی مولودی را می خوانند، سپس در قسمتی از مراسم بر روی زانو های خویش می ایستند و شانه ها را به راست و چپ حرکت می دهند. در اوج مولودی خوانی، این حرکات را به صورت ایستاده پی می گیرند.
در این مراسم، تنها از یک نوع ساز ضربی استفاده می شود. این ساز همان “دف” مورد استفاده در موسیقی اعراب است که به همان شیوه نیز در مراسم نواخته می شود.
از نمونه های دیگر این موسیقی، آیین ” دم دم سحری” است. این رسم برای بیدار کردن اهالی، جهت روزه گرفتن در ماه رمضان، همراه با نواختن ساز دمام اجرا می شود. همین طور “چاووش خوانی” که در بدزرقه و استقبال زائران خانه خدا و عتبات عالیات خوانده می شود. انواع مداحی، نوحه، مناجات، نواختن سنج، و دمام و… که در ایام عزاداری های مذهبی به اجرا در می ایند نیز از نمونه های دیگر این نوع موسیقی هستند.
ت-موسیقی کار: موسیقی است که در فعالیتهای مختلف کاری و معیشتی خوانده و اجرا می شود. از انواع این نوع موسیقفی میتوان به آوازهای مختلفی که ههنگام کشاورزی خوانده می شود و نیز ترانه ها و اواهای ویژه دوشیدن گاو و راندن شتر و احتشام که اغلب به همراهی :نی چوپانی” خوانده می شود اشاره نمود.آوازهای “ساروج کوبی” یا نغماتی که بنا هنگام بالا بردن ساختمان می خواند و نیز نغمه هایی که ساختن لنج{کشتی} خوانده می شود هم از ان دسته است.
آوازها و نغماتی که در کار بر روی لنج و دریا خوانده می شود از مهمترین و متنوع ترین بخش موسیقی کار در نولاحی ساحلی بوشهر محسوب می گردد. به این نغمه ها “نی مه” می گویند. آوازهای دریایی، جهت سرگرمی و نیز رفع خستگی و ایجاد هماهنگی در کارهای گروهی خوانده می شوند.
ث-موسیقی کودکان: این موسیقی شامل نواهایی است که توسط کودکان و یا برای آنها به اجرا در می آید و بیشتر برای سرگرمی و آموزش کودکان به کار گرفته می شود؛ از انواع آن نیز می توان به معدود اشعاری که در بازی های کودکانه به صورت ریتمیک و گاه همراه با حرکت به اجرا در می آیند اشاره کرد.
از ابزار موسیقیلیی مورد استفاده ی کودکان به شکل جدی آن “نی تکی” – در مقابل ” نی جفتی- است . این ساز ملودیک برای آموزش نواختن ” نی جفتی” و ” نی انبان بسیار مناسب است.” تک تکو” ، ” سنجک”، ” سوتک گلی” و ” زر زروک” نیز از آلات موسیقیایی دیگری است که جهت سرگرمی کودکان ساخته می شود.
در این بخش از موسیقی بوشهر، باید از انواع لالایی ها نیز اشاره نمود؛ همین طور سایر اشعاری که با نوایی خاص؛ توسط مادران بری کودکان خوانده می شوند. این بخش از موسیقی در مناطق روستایی استان بوشهر، رواج بیشتری دارد.
ج- موسیقی درمانی: این نوع موسیقی به شکل کاربردی آن در بندر بوشهر منسوخ شده است. ولی در حال حاضر در جزیره خارگ و بعضی از نواحی کنگان و دیر، کماکان رواج دارد و شامل آوازهایی می شود که در مراسم زار یا لیوا با سازهای ویژه، همراه با رقص و حرکات موزون، جهت درمان امراض روحی و روانیِ کسانی که به این نوع موسیقی، باور دارند، خوانده می شود.
چ_ موسیقی عزاداری: شامل آوازها و قطعات غمگنانه ای است که در مراسم تشییع، تدفین، ختم و هفته خوانده می شود. این نوع موسیقی، بدون همراهی سا زاجرا می شود. از عمده ترین آن می توان به مراسم عزاداری زنانه در ” سرخوانی ” و ” یزله سرپایی” اشاره نمود. در اینگونه مراسم، بیشتر از موسیقی مذهبی اشاره می گردد. بخش بزرگی از موسیقی عزاداری در بوشهر شامل سوگواری های مذبی است.
تقسیم بندی سازها
ساز، سیستمی است فیزیکی و قابل ارتعاش، نتشکل از بخش های مختلف با وظایفی خاص که نوازنده با اعمال نیرو بر آن، ساز را به صدا درمی آورد. دنیای سازها از تنوع چشمگیری برخوردار است. این تنوع باعث می شود تا سازها از جهات مختلف مطالعه شوند و جایگاه هر کدام و ارتباط سازها با هم مشخص گردد.
تقسیم بندی سازها در موزه مردم شناسی استان بوشهر بر اساس عوامل و چگونگی ایجاد صوت، شکل گرفته است. این تقسیم بندی که در اصل بر مبنای رایج ترین سیستم در تقسیم بندی سازها – متعلق به ” هورن بوستل” و ” زاکس” {آلمان-1914م} – انجام گرفته، بدین ترتیب است:
1-سازهای بادی{آئرفون}: که تولید صدای آن ناشی از ارتعاش ستون هواست. سازهای بادی در این موزه با توجه به چگونگی ایجاد ارتعاش هوا، به چهار رده ی کلی تقسیم می شوند:
1-1-سازهای بادی بی زبانه: که هوا را به طور ساده یا با برخورد به لبه ی سوراخ دمیدنی، به داخل ساز وارد شده و ایجاد صوت می تماید.
1-2-سازهای بادی یک زبانه: که هوا در هنگام ورود به ساز، زبانه اش به نام”قمیش” را کی لرزاند.
1-3-سازهای بادی دو زبانه: که هوا از میان دو تیغه ی نازک متکی به هم عبور کرده و سبب لرزش آن دو میشود.
1-4-سازهای بادی ازاد: که بوسیله ی ارتعاش هوا تولید صوت می کنند.
2-سازهای پوستی {ممبرانوفون}: که تو.لید صدای آن ناشی از ارتعاش پوست است. این گروه به دو دسته ی کلی تقسیم می شوند:
2-1-سازهای پوستی یک رویه: استوانه هایی که یکی از سطوح آن پوست داشته باشد.
2-2-سازهای پوستی دو رویه: استوانه هایی که هر دو سطح آن را پوست کشیده باشند.
3-سازهای کوبه ای{ایدیوفون}: سازهایی هستند که تولید صدای آنها ناشی از ضربه زدن به جسم سخت یا انعطاف پذیر می باشد.

سازهای موسیقی در استان بوشهر

1-سازهای بادی{آئروفون}
1-1سازهای بادی بی زبانه
1-1-1-بوق شاخی مارپیچ
بوق های مارپیچ رایج در بوشهر، معمولا از شاخ حیوانی افریقایی با نام “سیتاتونگا” ساخته می شود. این گونه بوق به شکل مارپیچ و میان تهی است. میانگین طول این نوع سازها تقریبا 80تا 100 سانتی متر و قطر دهانه ی آن نیز حدود 6 تا 8 سانتی متر است.در 20 سانتی متر مانده به انتهای بوق که از بالا به پایین به شکل مخروطی درآمده است، سوراخی بیضی شکل به طول تقریبی 3 سانتی متر و عرض 3/5 متر، برای دمیدن نوازنده ایجاد کرده اند.
در دور این ساز، چند نوار از جنس نقره، حفاظت قسمت های حساس بوق را یه عهده دارند.تاج بوق، به دهان باز شده ی مار شباهت دارد که از بوق جدا می شود.انتهای ان نیز دارای روپوشی به شکل مخروط است.
نوازنده، بوق را به صورت ایستاده در میان دستان خود قرار می دهد و با جمع کردن لب و قرار دادن آن بر روی سوراخ ساز و دمیدن در آن، بوق را مرتعش می کند. از این ساز بیشتر از چند صوت شنیده نمی شود.
نواختن بوق مارپیچ، اغلب در بندر بوشهر رواج داشته و هم اکنون در مراسم عزاداری، قطعه ی {سنج و دمام} را همراهی می کند.
1-1-2-بوق شاخی هلال
نوعی دیگر از بوق شاخی رایج در بوشهر، از شاخ “بز کوهی” ساخته می شود. شاخ این حیوان، منحنی شکل است و حدود 80 تا 100 سانتی متر طول دارد و قطر دهانه آن نیز حدود 5 تا 7 سانتی متر است. در انتهای این نوع شاخ نیز سوراخی برای دمیدن نوازنده، تعبیه شده است. شیوه نواختن این ساز و نیز اصواتی که از آن تولید می شود به شکل “بوق مارپیچ” است.
این ساز در اغلب مناطق استان بوشهر که در آن مراسم “سنج و دمام ” برگزار می گردد، نواخته می شود. در گذشته نیز قبل از شروع مراسم {زار} در جزیره “خارگ” از این بوق جهت اطلاع رسانی استفاده می شده است.

1-1-3-بوق حلزونی
این نوع بوق از صدف های خشک شده ی حلزونی شکل ساخته شده است. طول این نوع صدف های درشت جثه حدود 20 تا 22 سانتی متر و طول دهانه ی آن حدود 8 تا 9 سانتی متر است.معمولا انتهای مسدود صدف را باز می کنند و یا در گوشه ی پایینی آن، سوراخی به قطر 1/5 سانتی متر ایجاد کرده و در آن می دمند.
این نوع ساز در اغلب مناطق ساحلی بویژه در شهرستان “دیر”، “کنگان” و جزیره ی “خارگ” مورد استفاده کودکان بوده است. ولی عملا با وجود بوق های شاخی کاربردی در موسیقی آئینی ندارند.
1-1-4-فلوت
فلوت از سازهای بادی بی زبانه است. این ساز از یک لوله ی استوانه ای میان تهی از جنس نی، چوب یا فلز ساخته می شود. اندازه این ساز 42 تا 50 سانتی متر و قطر آن حدود 2 سانتی متر است. انتهای بالایی دهانه، بسته است. دهانه ی این ساز سوراخی است که در سطح جانبی لوله تعبیه شده است.فلوت زن برای دمیدن آن، لب را نزدیک سوراخ برده به لبه مماس می کند. در قسمت پایین تر شش سوراخ جهت ایجاد اصوات مختلف تعبیه شده است که انگشتان نوازنده بر روی آن قرار می گیرد. وسعت صوتی این ساز بسته به توانایی نوازنده، حدود یک و نیم اکتاو تا دو اکتاو می باشد.
این ساز بیشتر در بندر بوشهر رواج داشته و کاربرد آن درهمراهی “خیام خوانی” و شروه خوانی” و نیز نواختن نوحه ی “شام غریبان” و “مرثیه خوانی” است.
1-1-5-فیک فیکو شلی
نوعی سوت که مرد اسفاده کودکان است. این نوع سوت معمولا از خاک “رس” ساخته می شود و به آن فیک فیکو شلی{گلی} می گویند. ساختمان این ساز از مجسمه ای بسیار کوچک و میان تهی که معمولا به شکل پرنده است، تشکیل شده و محل دمیدن آن اغلب در قسمت دم پرنده تعبیه شده است. گاه نیز درون مجسمه اندکی آب ریخته می شود و بدینوسیله صدایی شبیه صدای پرنده از آن خارج می کنند.
نوع دیگر این سوت که در زمان های دورتری رواج داشته به شکل صدف های لوزی شکل بوده که از بوق های حلزونی گرفته شده است. اندازه ی این ساز 15 سانتی متر بوده و در یک سر آن برای دمیدن، سوراخ بیضی شکلی به اندازه ی 1 در 2 سانتی متر ایجاد شده است.یر روی این ساز نیز سوراخ دیگری به قطر 1 سانتی متر تعبیه شده که صدا از آن خارج می شود فاصله ی این سوراخ تا محل دمیدن، بین 4 تا 5 سانتی متر می باشد. قطر محفظه ی طنینی این سوت حدود 7 سانتی متر است.این سوت فاقد سوراخ برای انگشت گذاری است و صدای زیر و یکنواختی دارد.
1-1-6-نی چوپانی
به این ساز {بیشه} نیز می گویند.این ساز استوانه ای میان تهی از جنس نی است و طول « معمولا 60 تا 65 سانتی متر و قطر آن تقریبا 1/5 تا 2 سانتی متر است.این ساز دارای پنج سوراخ بوده که چهار سوراخ در پشت ایجاد شده است. قطر سوراخ های ایجاد شده بر روی این ساز معمولا 7 میلی لیتر می باشد.
نی چوپان بدون زبانه است و نوازنده با جمع کردن لب ها و گذاشتن نی در کنار آن به ساز خود می دمد.برای نواختن بهتر سر نی را از بیرون به طور مایل نازک می کنند و آ ن را به طور مورب در دست می گیرند تا ساز راحت تر بر روی لب قرار گیرد.بعضی از نوازندگان آن را به شیوه ی نفس برگردان می نوازند.اغلب نوازندگان برای اجرای مقام های مختلف، هم صدا با نت ها، آگاهانه صدایی را از حنجره خود خارج می کنند که به آن {ووره} می گویند.
نی چوپانی از نوعی نی ساخته می شود که دارای هفت بند و شش گره است.گره همتان برجستگی های روی نی است که با مسدود کردن بخش های مختلف نی، بندها را از هم جدا می کند. برای باز کردن گره ها و عبور هوا از داخل لوله های ساز، گره ها را به وسیله ی میله ای نازک و بلند سوراخ می کنند.
معلولا در بند چهارم نی یک سوراخ، بندپنجم دو سوراخ و در بند بعدی نیز یک سوراخ در روی نی ایجاد می نمایند. توضیح اینکه در بند چهارم در زیر نی، سوراخ دیگری نیز ایجاد می کنند که محل انگشت شست می باشد.
این ساز اغلب به صورت تکنوازی نواخته می شود و وسعت صوتی آن بسته به توانایی نوازنده حدود یک اکتاو ونیم می باشد.نی چوپانی بیشتر در میان عشایر شهرستان “دشتستان” بویژه در آبادی های “پشتکوه”، “کلمه”، “بوشکان”، “تنگ ارم” و بعضی از مناطق شهرستان “دشتی”، “تنگستان” و “کنگان” رایج است. از این ساز در چراگاه و در محافل شب نشینی و سرور استفاده می شود.
معروف ترین مقام های این ساز در شهرستان دشتی و تنگستان، “حاجیانی” است که در همرا با آواز “شروه” نواخته می شود. علاوه بر این ساربانان ساکن در منطقه ی دشتی و کنگان نیز با این ساز آهنگ های “زنگ اشتری”{نانگرو}، “شترو”گله بردن، “گاو دوشی” و “هی کاکا” را می نوازند، عشایر ساکن در در “دشتستان” نیز آهنگهای رایج در میان ترک زبانان را می نوازد، از جمله “کوراغله{کوراغلو}، “گدن دارغه”، “کرم اصله” “صنم و غریب”، “اعظم” و “معضوم”{مجنون} که در میان ترک های مناطق مختلف ایران نیز رایج است.بعضی از عشایر به زبان ترکی به این ساز {غامش} می گویند و بعضی دیگر به این ساز {نی ناز} میگویند.
1-2-سازهای بادی یک زبانه
1-2-1-نی انبان
نی انبان، نی همبونه یا نی مشکی ترکیبی است از نی و انبان. تعداد نی ها در نی انبان دو عدد است و هر دو هم اندازه و هم قطر هستند. طول هر یک از نی ها، 20 تا 25 سانتی متر و قطر آن به طور متوسط 1 سانتی متر است.ساز نی انبان در بعضی مناطق دارای پنج سوراخ بوده و تا هفت سوراخ نیز مشاهده شده است.اما نوع متداول آن دارای شش سوراخ می باشد.
هر کدام از نی ها داری یک قمیش یک زبانه ای از جنس نی هستند که به آن “پیکک” یا “پیکو” گفته می شود.طول این نوع قمش حدود 5تا7 سانتی متر و قطر آن بین 6 تا 9 میلی متر است. قمیش را از یک سانتی متر مانده به پایین، به طرف بالا برش می دهند و انتهای زبانه را با نخی می پیچند که به بالا و پایین کردن آن، ساز را کوک می کنند.

قمیش نی انبان از یک طرف آن مسدود است، این قمیش از پشت گره نی ، قطع شده و از طرف دیگر باز است. طرز قرار گرفتن آن بر روی نی به شکلی است که طرف باز آن در داخل نی قرار می گیرد. شیار ایجاد شده بر روی قمیش عمل ایجاد صوت و عبور هوا را به داخل لوله ساز انجام می دهد.
هر جفت نی به وسیله ی نخ و موم عسل، درون یک دسته ی چوبی تعبیه و بدین وسیله به انبان، متصل می شود.انبان را از دباغی کردن پوست”بز” یا ” آهو” می سازند.
از یک طرفِ انبان، هوا به آن وارد می شود که آن قسمت را لبک” می نامند و از طرف دیگر هوا به دسته ی نی انبان منتقل می شود. انبان در حکم محفظه ذخیره هوا برای نوازنده است. انبان را در بین دو دست در آغوش می گیرند و با فشاری که توسط آرنج و بازوهای خود به آن وارد می کنند، هوای ذخیره شده در مشبک را به سوی ساز هدایت می کنند.
در حال حاضر نواختن نی انبان در اکثر مناطق استان بوشهر رواج دارد. این ساز در جشن ها نواخته می شود و ا ز معروفترین قطعاتی که توسط این ساز اجرا می شود می توان به ” حاجیونی” “سرکوهی” ، ” چوپی” ، شکی” ، چار دسمال”، مولودی”، ” خرده” ، ” چمکی”، ” رقص”، یا “بندری” اشاره کرد.
از جله ساطزهایی که نی انبان را در مراسم مختلف همراهی می کنند، می توان به ” دیره”، ” تمبک”،” دمام”، ” ضرب و تمپو”، و “دایره زنگی” اشاره نمود.

1-2-2-نی تکی
این ساز از یک عدد نی تشکیل شده است و از همین رو آن را نی تکی- در مقابل نی جفتی- می نامند. اندازه های نی تکی بسته به نوع صدای آن، بلند یا کوتاه می باشد و طول تقریبی آن را می توان از 20 تا 25 سانتی متر و قطر آن را حدود 8 تا 10 میلی متر ذکر نمود. نی تکی در مناطق مختلف دارای چهار تا شش سوراخ است که به وسیله ی یک زبانه مرتعش می شود. این قمیش شبیه قمیش ساز نی انبان یا نی جفتی است و از نی ساخته می شود.
این ساز در اغلب مناطق استان بوشهر رواج دارد. استفاده از این ساز جدا از سرگرمی کودکان، معمولا برای آموزش نواختن ” نی جفتی ” و ” نی انبان” بکار گرفته می شود.

1-2-3-نی جفتی
چنان که از نام آن پیداست به معنی دو عدد نی است که به هم جفت و متصل هستند. طول این ساز بسته به بم بودن و یا زیر بودن صدای ساز، بلند و یا کوتاه است و معمولا 20 تا 25 سانتی متر طول دارد. بر روی هر کدام از نی ها شش سوراخ تعبیه شده است. هر یک از نی ها دارای قمیشی یک زبانه و مستقل از دیگری است که به آن “پیکک” گفته می شود. برای ایجاد زبانه بر روی قمیش ،-برعکس قمیش نی انبان- آن را از بالا به پایین برش می دهند و از همین رو نخ تنظیم این ساز در پایین آن قرار دارد. نوازنده قبل از اجرا، پیکک را خیس نموده و تا انتها در دهان خود قرار داده و با دمیده تنفس از راه بینی به اصطلاح به شکل ” تنفس برگردان ” آن را به صدا در می آورد.
طرز دمیدن در ” نفس برگردان” به این ترتیب است که نوازنده ششهای خود را پر از هوا کرده و هنگام نواختن، هوا را به دهان منتقل می کند و قبل از اینکه هوای انباشته شده در ششها و دهان به اتمام برسد از راه بینی دوباره ششها را پر از هوا می کند و به این ترتیب بدون اینکه صدای ساز قطع شود، نوازنده نفس گیری می کند.
این ساز کمتر از یک اکتاو وسعت دارد. نواختن نی جفتی در بندر بوشهر نسبت به سایر مناطقاستان بوشهر، رواج بیشتری دارد. این ساز در محافل سرور و جشن ها نواخته می شود و ار معروفترین قطعات آن می توان به ” حاجیونی”، ” چوپی” و “شکی” اشاره کرد.
1-3-سازهای بادی دو زبانه
1-3-1-زَمری
زمری یا ” زماری” اکنون در بوشهر رایج نیست و آنچنان که گفته می شود؛ این ساز لوله ای بوده است مخروطی شکل شباهتی به قیف داشته – شبیه ساز سرنا-و اندازه ی تقریبی آن را 35 سانتی متر ذکر نموده اند.این ساز از چوب “ساج” ساخته می شده و بر روی آن برای اجرای نت های مختلف 6 یا 7 سوراخ دایره ای شکل با فاصله های منظم و نیز یک سوراخ دیگر بین سوراخ اول و دوم- در زیر آن ایجاد می نموده اند. این ساز با مرتعش ساختن یک قمیش دو زبانه از جنس نی {بوریای خشک} به صدا در می آمده است.
با توجه به محدوده صوتی ترانه های موجود در مراسم “لیوا” در جزیره خارگ و نظر به توانایی سازهای مشابه، وسعت صوتی این ساز حدود یک اکتاو و نیم تا دو اکتاو بوده است. نواختن این ساز در استان بوشهر منسوخ شده ولی در گذشته از این ساز در جزیره خارگ و در مراسم “لیوا” استفاده می شده است.
1-3-2-ساز
آلتی است بادی و مخروطی شکل از جنس چوب به طول تقریبی 35 تا 40 سانتی متر. قطر دهانه ی شیپوری این ساز بین 7 تا 9 سانتی متر است.بر روی این ساز هفت سوراخ ایجاد شده و یک سوراخ نیز –بین سوراخ اول و دوم- در پشت آن تعبیه شده که آن را “پیکک” می نامند. “پیک” حدود 3 سانتی متر است و انتهای آن در استوانه ای باریک محصور است.
این استوانه ی دایره ای شکل از جنس فلز است و آن را “میل” می گویند.ارتفاع میل حدود 7 تا 8 سانتی متر بوده و در غلافی استوانه ای قرار می گیرد. اینم غلاف را “بچ ساز” می گویند که در انتها دارای دوشیار می باشد و شبیه به “انبر” است.جنس آن از چوب و حدود 14 سانتی متر طول دارد.قسمت انبر مانند آن که به طول 11 سانتی متر می باشد، درون چوب دسته، قرار می گیرد و به وسیله به دسته ساز متصل می شود.
بین قمیش و میل، قطعه فلزی دایره ای شکل قرار می گیرد که به آن “پردک” یا “پرک” می گویند. این فلز که تکیه گاهی است برای لب های نوازنده باعث می شود میل بیش از اندازه وارد دهان نشود.
این ساز به صورت ایستاده نواخته می شود. قبل از نواختن، قمیش ساز را خیس می کنند و طرز نواختن آن به شیوه ی نفس برگردان است. وسعت صوتی این ساز حدود یک اکتاو و نیم است.
{ساز} از آلات قدیمی رایج در بین عشایر بوشهر بویژه در منطقه “جم” و “ریز” می باشد. این ساز در اطراف کنگان نیز نواخته می شود.ساز را در مراسم سرور می نوازند، اما بعضا در مراسم عزاداری، نظیر تعزیه نیز نواخته می شود.
با این ساز در منطقه جم و ریز آهنگ های “چوپی”، “خرده” و ترانه های “یارمینا” و “ننه ی گل” می نوازند. در بین عشایر استان بوشهر نیز آهنگ های “چوپی،، “سپاه”، “اشرفی منگنه”، “کوراغله” و “گل ای گل” از معروف ترین آهنگ ها به شمار می روند. این ساز اغلب به همراهی نقاره و بعضا با ضرب {تمبک} نواخته می شود.

1-3-3-کرانا
کرانا همان “کرنا” است.این ساز بادی مخروطی شکل حدود 66 سانتی متر طوفل دارد.قطر لوله چوبی این ساز حدود 32 سانتی متر طول دارد.14 میلی متر است. بر روی این چوب هفت سوراخ ایجاد شده و در زیر آن نیز- بین سوراخ اول و دوم- یک سوراخ تعبیه شده است.طول شیپور این ساز که معمولا از جنس برنج ساخته می شود 24 سانتی متر و قطر دهانه ی آن نیز حدود 18 سانتی متر است.
این ساز به وسیله ی قمیشی از جنس نی {بوریا} که به “نی میل” معروف است به صدا در می اید. طول این قمیش حدود 12 سانتی متر است.نوازنده قبل از اجرا آن را خیس نموده و بر روی یک ساز قرار می دهد. وسعت صوتی این ساز بسته به توانایی نوازنده حدود یک اکتاو و نیم است.
در شهرستان جم به این ساز “قرنا” و در منطقه ی “بوشکان” – از توابع شهرستان دشتستان- به آن کرنا{بر وزن کرانه} می گویند. عشایر بوشکان با این ساز اغلب آهنگ های ترکی را اجرا می کنند.آهنگ های “پنج چوب”، “سه چوب”، “تک چوب” و “اشرافی منگنه” از آن دست می باشد.
1-4-سازهای بادی آزاد
1-4-1-زر زروک
زر زروک یک صفحه مدور از جنس سفال، چوب یا فلز است.قطر این صفحه حدود 4 تا 5 سانتیمتر می باشد و دارای دو سوراخ کوچک است. از میان این دو سوراخ ریسمانی عبور می دهند و سپس سر ریسمان را گره می زنند و دو سر آن را در انگشتان خود قرار می دهند.
برای به صدا در آمدن این ساز، ابتدا صفحه را بر حول محور ریسمان می چرخانند، این کار تا زمانی که تمام طول ریسمان پیچ نخورده است ادامه می یابد. سپس ریسمان را از هر دو طرف می کشند تا صقفحه در جهت عکس، چرخانده و تولید صدا نماید. با چرخش صفحه، ریسمان بار دیگر تاب خورده و توسط کشیدن مجدد، صفحه نیز دوباره می چرخد، این صدا به طور مداوم تکرار می شود.
زر زروک تولید صوت موسیقیایی نمی کند و تنها با به ارتعاش درآوردن هوا، صدایی شبیه زوزه ی باد را به گوش می رساند که با تغییر سرعت، می توان شدت صدای آن را کم یا زیاد نمود.زر زروک در بازی کودکان مناطق مختلف استان بوشهر، با نام های مختلفی همچون {وزوزک} و {ور وروک} رواج دارد.
2-سازهای پوستی{ممبرانوفون}
2-1-سازهای پوستی یک رویه
2-1-1تمپو
تمپو طبلی است از جنس سفال یا فلز، این ساز به شکل گلدانی بوده که گلوی آن در پایین قرار گرفته است. ارتفاع بدنه آن در پایین قرار گرفته است. ارتفاع بدنه آن از 35 تا 45 سانتی متر و قطر دهانه ی پوستی ساز از 20 تا 25 سانتی متغیر است.
پوستی که بر دهانه ی تمپو کشیده و چسبانیده می شود از پوست” بز” است. این ساز را زیر بغل می گذارند و با دو دست می نوازند که معمولا دست راست به وسط پوست ضربه وارد می کند و دست چپ به کناره آن .
در جزیره خارگ به این ساز ” دربنگه” می گویند و نواختن آن در مجالس عروسی رایج است. در بوشهر نیز از آن برای اجرای ریتم های متقارن استفاده می شود.
2-1-2دیره
دیره یا داریه ، حلقه ای است چوبی به ضخامت 1 تا 2 سانتی متر و قط تقریبی 40تا 44 سانتی متر و ارتفاع 6 تا 8 سانتی متر، که بر یک طرف آن پوست کشیده اند. برای اتصال پوست، آن را بر بدنه ی ساز می چسبانند و سپس با نخ آن را می دوزند، در ساختمان این ساز از هیچ گونه سنج و یا حلقه ای استفاده نشده است. این ساز در موقع نواختنفمیان دو دست قرار گرفته و نوازنده با وارد کردن ضربات بر پوست و کناره آن صدای دلخواه را ایجاد می کند.
دیره را در شهرستان های کنگان و دیر {طار} می نامند که صورت عربی شده این ساز است و در خارگ به آن {سمه} می گویند. در حال حاضر این ساز بیشتر در شهرستان های دیر و کنگان و در محافل جشن و سرور نواخته می شود و ریتم های معروف به “دوبا”، “سه پاه”، “خیالی”، “دسمالی”، “چوبی”، “صحابی”، “امینه” و “اصلاوی” را با آن به اجرا در می آورند.

2-1-3-دیره زنگی
دیره زنگی از یک نوار چوبی شکل به عرض 4 تا 6 سانتی متر و قطر 18 تا 20 سانتی متر ساخته می شود.بر یک سطح آن پوست نازکی کشیده شده و سطح دیگر آن باز است.برای اتصال پوست بر روی ساز، آن را به جداره میخ کوب می کنند. در جداره ی ساز به فاصله ی معین شکاف هایی در عرض دیواره ایجاد شده و در هر شکاف دو عدد سنج کوچک کار گذاشته شده است. سنج ها در میان میخ هایی که عرض شکاف را پیموده اند، آویزران شده اند. برای نواختن این ساز، نوازنده انگشت شست خود را در سوراخی که در جداره ی ساز تعبیه شده قرار می دهد و بدینوسیله ساز را برای نواختن در اختیار میگیرد و به کمک دستان خود آن را می نوازد.هر ضربه دست، علاوه بر صدای پوست، بر اثر برخورد سنج ها به یکدیگر صدای زنگ سنج ها را نیز، هم زمان ایجاد می کند. علاوه بر این با تکان دادن ساز می توان فقط از سنج ها نیز صدا تولید کرد.
نواختن این ساز در مجالس عروسی بوشهر و در همراهی با سازهای ضربی و نی انبان، رایج می باشد.

2-1-4-دهل لیوا
این طبل پایه دار به شکل استوانه ای توخالی است که از به هم چسباندن تکه هی منظم چوب ساخته شده. ارتفاع این استوانه 78 سانتی متر و قطر تقریبی آن نیز54 سانتی متر می باشد. در انتهای این استوانه که با چوب مسدود شده دایره ای به قطر 10 سانتی متر تعبیه گردیده تا بدین وسیله خروج صدای ساز هموار گردد.
در وسط سطح بیرونی این استوانه دو تسمه ی فلزی به عرض 2 سانتی متر با فاصله 5 سانتی متر از یکدیگر، اتصال و نظم چوب ها را حفظ می کنند و در پایین ساز نیز یک تسمه ی دیگر به همین منظور بکار رفته است. ضمن اینکه داخل استوانه نیز برای چسباندن چوب ها به یکدیگر و پوشاندن شیارهای انها قیراندود شده است.
این ساز به وسیله سه عدد پایه ی چوبی به ارتفاع 38 سانتی متر، که در 3 نقطه استوانه با فاصله های مساوی بر بدنه ی آن میخکوب شده بر روی محل اجرا به طور ثابت قرار می گیرد. این پایه ها که هر کدام 8 سانتی متر طول و 5 سانتی متر عرض دارند باعث می شوند تا ساز با ارتفاع 16 سانتی متر بر روی محل اجرا قرار گیرد.
روی این طبل با پوست گاو پوشیده شده است. بعد از کشده شدن بر روی دهانه ی استوانه به وسیله ی 20 عدد میخ چوبی بر بدنه ی ساز کوبیده و چسبانده می شوند.
نوازنده این ساز به حالت ایستاده، با ضربه دست و گاهی نیز با یک ترکه ی چوبی که به آن “دار” می گویند، پوست ساز را مرتعش می سازد. دار را از شاخه درخت خرما می سازند و اندازه آن تقریبا 36 سانتی متر است.
این ساز که به آن “دهل شیخ فرج” و “دهل رحمانی” نیز شهرت دارد، تنها در جزیره خارگ و در مراسم “لیوا” استفاده می شود.
2-1-5-بچه های لیوا
ساز لیوا در خارگ دارای دو فرزند است که با ابعاد کوچکتر و تقریبا شبیه ساز بزرگ “لیوا” ساخته شده است و شاید به همین دلیل آن را “بچه های لیوا” می نامند.
2-1-5-1-ساز اول
این ساز استوانه ای بیضوی شکل از جنس چوب بوده که یک طرف آن را پوست گاو می کشند.ارتفاع آن 61 سانتی متر و قطر تقریبی اش 29 سانتی متر است. در پایین استوانه، چهار قطعه به طول 20 سانتی متر و عرض تقریبی 9 سانتی متر از بدنه ی ساز جدا شده و هر کدام به فاصله تقریبا 16 سانتی متر به یکدیگر بریده شده اند. این عمل باعث به وجود آمدن 4 پایه شده که ساز یه وسیله انها برای نواختن بر روی زمین قرار می گیرد.

2-1-5-2-ساز دوم
این ساز یک استوانه چوبی مخروطی شکل است که بر روی آن پوست گاو کشیده شده است.ارتفاع آن 54 انتی متر و قطر دهانه آن نیز تقریبا 25 سانتی متر می باشد. دهانه ی پایینی آن نیز حدود 19 سانتی متر است. ایت ساز بوسیله سه عدد پایه بر روی زمین قرار می گیرد. نوازنده برای نواختن آن با دستان خود به پوست ساز می کوبد.
این ساز را در حالات نشسته و با دو ترکه چوبی می نوازند.طول هر چوب بین 26 تا 28 سانتی متر است.قطر یکی از چوب ها کمتر از دیگری است که چوب کلفتر در دست راست و چوب نازکتر برای نواختن {ذیل} در دست چپ قرار می گیرد.صدای نقاره بم و رساست.در شهرستان جم این ساز به صورت مجرد نواخته می شده است ولی اکنون به همرا “ذیل” اجرا می شود.نقاره در همراهی با {ساز} و {کرنا} در بین عشایر استان بوشهر مرسوم است.معروف ترین ریتم های این ساز “دوره” و “خرده” نام دارد.

2-2-سازهای پوستی دو رویه
2-2-1-دمام
این ساز استوانه ای است توخالی به نام {پیپ} که دو سوی آن را پوست می کشند. دمام در اندازه های مختلف بین 45 تا 55 سانتی متر صول و 35 تا 40 سانتی متر قطر، ساخته می شود. بدنه ی آن معمولا از جنس چوب و یا نوعی ورق نازک فلزی به نام “پلیت” ساخته می شود.
پوست دباغی شده ی بز را به کمک دو جفت حلقه ی دایره ای شکل که به آن “چمبره” می گویند بر روی دهانه طبل نگه می دارند.سپس چمبره های هر طرف را با طناب پیچی به شکل Y، به یکدیگر می کشند و برای این کار معمولا 7 جای پوست را در کنار چمبره سوراخ می کنند.
ساز دمام به وسیله ی طناب بر روی شانه و گردن نوازنده به صورت ایستاده آویخته و نواخته می شود. نوازنده از یک طرف با کوبین ترکه ای چوبی به وسط پوست، و از طرف دیگر با زدن ضربات دست خود،بر میانه و کناره پوست، آن را مرتعش می سازد. طول ترکه ی چوبی ساز دمام- که از جنس درخت خرما می باشد- حدود 25تا30 سانتی متر است. این ساز در اغلب مناطق بوشهر رواج دارد و کاربرد آن معمولا در مراسم سوگواری است.دمام {اشکون، {غمبر} و {زیر غمبر} عنوان دمام هایی هستند که در مراسم {سنج و دمام} وجود دارد.این سازها را می توان از روش نواختن نوازنده و همین طور از لحاظ قرار گرفتن در دسته از هم متمایز ساخت. در “کنگان” و “دیر” از دمام در جشن ها نیز استفاده می کنند.
از دیگر انواع دمام می توان به {دمام برازجانی} و {دمام کلمسی} اشاره نمود که در بستن طناب و کشیدن پوست بر روی طبل، با دمام رایج در بوشهر متفاوت می باشند.
2-2-2-مرباس
مرباس همان ساز دمام است که در ابعاد کوچکتری ساخته می شود. این ساز استوانه ای است کوچک به طول تقریبی 18 تا 22 سانتی متر و قطر 16 تا 18 سانتی متر که دو طرف آن را پوست می کشند.نوازنده با یک دست مرباس را می گیرد و با دست دیگر آن را می نوازذ.
در جزیره ی خارگ به آنم {مرباس} می گویند و در اطراف کنگان و دیز آن را {کاسر} می نامند. این گونه ساز در محافل سرور و برای شکاندن ریتم استفاده می شود.

3-سازهای کوبه ای{ایدیوفون}
3-1-تک تکو
تک تکو جهت سرگرمی کودکان ساخته می شود. برای ساختن آن، بخش فوقانی تکه ای از چوب سبز درخت خرما را در اندازه های مختلف، به طول 20تا 40 سانتی متر انتخاب نموده و از دو قسمت برش می دهند- طوری که در انتها به یکدیگر متصل باشند- سپس دسته ی ساز را در دست نگه داشته و با تکان دادن آن و برخورد منظم بخش های مختلف چوب به یکدیگر به تولید صدا و ایجاد ریتم می پردازند.
این ساز در مناطق مختلف استان بوشهر رواج دارد. در شهرستان بوشهر به این ساز {تک تکو}، در شهرستان دیر به آن {کت کتو} و در شهرستان تنگستان به آن {شک شکرو} نیز می گویند.

3-2-توسیلک
توسیلک یک حلب خالی است که از وسط دارای فرو رفتگی می باشد.این کوبه ای به وسیله دو تکه چوب که به {دار} معروف است به صدا در می آید. طول این چوب ها که از درخت خرما تهیه می شود بین 25 تا 30 سانتی متر است. نوازنده حلب را برای نواختن بر روی زمین قرار می دهد.
در حال حاضر به جای حلب از یک صفحه ی مدور فازی استفاده می شود که بر روی دو پایه ای نصب شده است. قطر این صفحه ی دو رویه و میان تهیف35 سانتی متر و ارتفاع آن نیز 8 سانتی متر است. اندازه های پایه های فلزی این ساز نیز که در انتها بوسیله ی میله فلزی دیگری به یک دیگر متصل می شوند، 25 سانتی متر می باشد.
این ساز در همراهی سازهای مراسم {زار} در خارگ استفاده می شود و در سایر مناطق استان بوشهر نیز، در هنگام خسوف یا ماه گرفتگی، طی مراسمی خاص به صدا در می آید.

3-3-خلخال
خلخال مهره ای کوچک میان تهی است به قطر 15 میلی لیتر؛ پایین این مهره شکافی به طول 10 میلی متر ایجاد شده و درون آن مهره ی کوچکتری قرار می دهند. زبانه منفصل ساز با برخورد به بدنه زنگ، ایجاد صوت می نماید. جنس این نوع زنگوله معمولا از نقره است.
خلخال در اغلب مناطق استان بوشهر بویژه در روستاها رایج است. از خلخال جهت سرگرمی کودکان و بستن آن به دست و پای رقاصان زن و نیز اتصال آن به چنبره “دایره” استفاده می شود.
3-4- زنگوله
بدنه این ساز فلزی و اغلب از مس ساخته می شود. شکل آن آوند گونه{ پیاله} بوده و ابعاد آن در اندازه های مختلف به ارتفاع 5 تا15 سانتی متر و قطر 4 تا 10 سانتی متر است. زنگوله وارونه به ریسمانی آویزان است و درون محفظه ی آن نیز یک یا دو زبانه ی فلزی متصل، کار گذاشته می شود.
اندازه زبانه کمی بزرگتر از ارتفاع زنگوله است. با برخورد زبانه به بدنه ساز، صدای زنگ تولید می شود. نوسانات زنگ در لبه زنگوله ها، قویتر از سایر نقاط است و صدای آن در مرکز ساز به مرور محو می شود.
این نوع زنگوله را به گردن چهارپایان می آویزند. زنگ های مخصوص بز، گاو و شتر صداهای مختلفی را ایجاد می کنند.
3-5-سنج
این ساز در بوشهر از دو صفحه ی مدور فلزی به قطر 15 تا 20 سانتی متر و ضخامت تقریبی 5 میلی متر، ساخته می شود. میانه هر صفحه، دارای فرورفتگی است تا کاسه ی صوتی این ساز را به وجود آورد. در وسط فرو رفتگی سوراخی ایجاد شده تا دسته ی سنج آزادانه از آن عبور کند. با کمک این دو دسته که هر کدام به اندازه 110 تا 15سانتی متر طول دارند سنج را به هم می کوبند و در حین کوبیدنف دو قرص فلزی را بر روی هم می لغزانند.
جنس سنج معمولا از فلزی سخت و محکم است که به ” هفت جوش” معروف است. هفت جوش از ترکیب هفت فلز دیگر بدست می آید. البته سنج از فلزهای دیگری مانند “زرد” نیز ساخته می شود.
این ساز هم اکنون در مراسم سوگواریِ مناطق مختلف استان بوشهر در همراهی با ساز ” دمام” و ” بوق” رایج است.

3-6-سنجک
سنجک یا {زربک} از چوب سفید ساخته می شود.چوبی مکعب شکل، به طول 40 سانتی متر و عرض 5 سانتی متر که ضخامت آن 1تا 2 سانتی متر است. در قسمت بالایی چوب، 4 تا 5 عدد میخ کوبیده شده و درون هر کدام از آنها تعداد 4 تا 6 عدد سنج قرار می گیرد. سنج ها از جنس حلب یا سر بطری نوشابه تهیه می شوند و قطر هر کدام از سنج ها 4 سانتی متر است.نوازنده با یک دست آن را می گیرد و با توجه به نوع ریتم، آن را محکم بر کف دست دیگرش می کوبد، که علاوه بر صدای سنج صدای برخورد چوب با کف دست هم شنیده می شود.
این ساز در “شبانکاره” {از توابع دشتستان} مورد استفاده کودکان است.سنجک در بازی ها و بعضی اوقات در همراهی با نوازندگان، به جای دست کاربرد دارد.

موسيقي مقامي بوشهر

پس از ورود فرهنگ آفريقايي به اين منطقه و ادامه يافتن حيات آن، بخشي از فرهنگ موسيقي بوشهر از اين فرهنگ تاثير
پذيرفته است. اين تاثير در تعدادي از ترانه ها، »يزله« ها، »نيمه« ها )آوازهاي كار(، »مراسم سنج و دمام« و … نمايان است.
موسيقي منطقه بوشهر را مي توان به دو بخش عمده تقسيم كرد:
موسيقي مذهبي ، و موسيقي غير مذهبي. از ديدگاهي ديگر اين تقسيم بندي مي تواند به صورت: موسيقي آييني، موسيقي غير
آييني، موسيقي كار و … انجام شود. از ديدگاه دوم، بسياري از آوازهاي مذهبي بوشهر اعم از »نوحه«، »ذكر«، »بيت هاي عزا«،
»مصيبت«، »چاووشي« و … در چهار چوب موسيقي آييني مذهبي، و آوازهاي مربوط به »اهل هوا« مانند آوازهاي »ليوا«، »زار«
و »مشايخ« )كه در منطقه بوشهر تقريبا فراموش شده اند(، در چهارچوب موسيقي آييني غير مذهبي قرار مي گيرند. يادآوري اين
نكته ضروري است كه به طور كلي رسوم و اعتقادات »اهل هوا« در سرتاسر كرانه هاي جنوبي ايران به شكل تنگاتنگي با
فرهنگ اسلامي آميخته شده است، به گونه اي كه جدا كردن آنهاباعث متلاشي شدن كل آن رسوم و آيين ها خواهد شد. از
ديدگاه دوم، برخي از فرم ها و آوازهاي رايج در مجالس شادماني در بوشهر مانند »يزله« و »بيت عروسي« نيز مي توانند در
چهارچوب موسيقي آييني غير مذهبي قرار گيرند.
.1موسيقي مذهبي
نظر به اهميت آيين هاي عزاداري در بوشهر و فراواني، تنوع و اهميت آوازهاي مربوط به آن، مي توان ادعا كرد كه بخش مهمي
از فرهنگ موسيقي بوشهر را آوازهاي مربوط به عزاداري تشكيل مي دهند. توالي ويژه و انضباط حاكم بر هر يك از آيين هاي
عزاداري در بوشهر، چه به لحاظ شكل و چه محتوا، باعث شده كه اين بخش از موسيقي بوشهر را بتوان متشكل ترين بخش
موسيقي دراين منطقه دانست. از طرف ديگر، عزاداري ماه هاي محرم و صفر در بوشهر، در نوع خود، زمينه ساز پديد آمدن
متشكل ترين و منحصر به فرد ترين نوع موسيقي مذهبي در مقايسه با نمونه هاي ديگر آن در سرتاسر ايران شده است.
توضيح اين نكته ضروري است كه موسيقي منطقه بوشهر در كليه شئونات زندگي مردم آن حضور دارد، از شادي تا عزا، از كار تا
لالايي. ارتباط قوي ميان انواع موسيقي و مردم به اندازه اي است كه در همخواني ها و همسرايي ها- در موسيقي مذهبي و غير
مذهبي- يك آمادگي ضمني، طبيعي و غريزي ميان اجرا كنندگان ديده مي شود. اجراي »سينه زني«، »نوحه«، »مصيبت«،
»ذكر«، »مرثيه«، »شروه«، »يزله«، »نيمه« و … جملگي با يك هماهنگي ضمني و طبيعي در ميان اجرا كنندگان همراه است و
همين هماهنگي ضمني و بدون تصميم قبلي است كه ما را به درك پيوند انواع موسيقي با كليه شئونات زندگي مردم بوشهر
راهنمايي مي كند.
مراسم عزاداري در بوشهر با اجراي »دمام« آغاز مي شود. تا چند دهه پيش، هركدام از طبقات مختلف مردم بوشهر در محله
هاي جداگانه اي زندگي مي كردند و هر محله، مسجد و تكيه و گروه سنج و دمام و نوحه خوان هاي مخصوص به خود داشت.
كلمه دمام در بوشهر به دو معني به كار مي رود:
.1طبل دو طرفه اي كه در عزاداري و گاه كارهاي دريايي نواخته مي شود.
.2مراسمي كه با نواختن تعدادي دمام و سنج و بوق، و به منظور اعلام عزاداري اجرا مي شود.
در معني اول، واژه »دمام« تنها به يك ساز كوبه اي و در معني دوم، به يك مراسم ويژه اطلاق مي شود.
مراسم عزاداري در بوشهر، حاوي يك كل به هم پيوسته است: اجزايي چون نوحه، مصيبت، چاووشي، ذكر، مثنوي و … در يك
آميختگي طبيعي و بديع، مراسم عزاداري بوشهر را تشكيل مي دهند. مضامين برخي از نوحه ها كلي است و امكان اجراي آنها
در تمام روزها و شب هاي ماه محرم يا صفر وجود دارد اما تعدادي ديگر، از مضامين ويژه اي برخوردارند و تنها در روزهاي
بخصوصي اجرا مي شوند.نوحه هاي قديمي بوشهر از نظر بافت موسيقي بسيار غني هستند. نحوه گردش ملودي، جمله بندي،
زمان بندي و حتا چگونگي تلفيق شعر و موسيقي در بسياري از آنها به قدري شگفت انگيز است كه نه تنها با برخي از تصنيف
هاي باقي مانده در موسيقي سنتي ايران برابري مي كند، بلكه گاه از برخي از آنان نيز دلپذير و طبيعي ترند
بيت خواني:
»بيت خواني« هم در عروسي و هم در عزا اجرا مي شود. بيت عزا را براي جوانان مي خوانند، اعم از اسطوره هاي مذهبي مانند
حضرت قاسم )ع( و علي اكبر)ع( و يا جوانان تازه در گذشته . بيت خواني به صورت مبادله ملودي ميان دو يا چند نفر انجام مي
شود. نفر اول معمولا يك بيت را مي خواند و بيت ديگر توسط فرد ديگري خوانده مي شود. در بيت عزا معمولا نوحه خوان ميخواند و جمع پاسخ مي دهد. در شب تاسوعا، مصيبت را با بيت مي خوانند. بيت عزا و بيت عروسي داراي موسيقي شبيه به هم
اند، اما از نظر شعر با هم تفاوت دارند. بيت هاي عروسي احتمالا با پذيرفتن تغييراتي در شكل خود، به »واسونك« تبديك شده
اند. كاركرد واسونك در عروسي هاي شيراز، همانند كاركرد بيت ها در عروسي هاي بوشهر است. در بيت عروسي- و گاه در
بيت عزا- در پايان هر بيت، زنان كل مي زنند. اشعار بيت ها اغلب عاميانه اند و انتقال آنها به صورت سينه به سينه بوده است.
مناجات:
»مناجات« اغلب در شب هاي ماه رمضان خوانده مي شود و بيش تر در پرده هاي شوشتري است. در نمونه هايي از مناجات
قديمي، پيش از خوانده شدن مناجات، اشعار مثنوي به آواز خوانده شده است. اشعار مناجات معمولا از كتابهايي چون خزانه
الاشعار و جوهري گزيده مي شود.
چاووشي:
»چاووشي« را در هنگام بدرقه يا در زمان استقبال از زايران مي خوانند. چاووشي هم چنين در شب سوم محرم، شب عاشورا يا
اربعين در ميان نوحه »واحد«، در عروسي، كارهاي ساختماني و … نيز خوانده مي شود. به طور كلي زماني كه نياز به تقويت
روحيه جمع باشد، آواز چاووشي خوانده مي شود. چاووشي گاه به صورت مبادله آواز ميان دو يا چند نفر خوانده مي شود. نظر به
موارد استفاده چاووشي و حالت خبري و ندايي آن، خوانندگان چاووشي مي بايست از صداي رسايي برخوردار باشند. اشعار
چاووشي را يا از ميان اشعار شاعران معروف منطقه، يا از چاووشي نامه هاي مختلف مانند چاووشي نامه ناصرالدين شاه و مانند
آن بر مي گزينند. هنوز در روستاهاي منطقه دشتي، دشتستان و تنگستان مي توان آواز چاووشي را شنيد. آواز چاووشي كه در رده
هاي چهار گاه است، در مناطق مختلف استان بوشهر تقريبا يكسان اجرا مي شود.
عزاي زنانه:
»عزاي زنانه« نيز بخش ديگري از موسيقي عزاداري بوشهر است. نوحه هاي عزاي زنانه با ديگر نوحه ها متفاوت است. در
عزاي زنانه، بيت عزا و چاووشي نيز خوانده مي شود. زنان نوحه خوانان مخصوص به خود دارند. نوحه ها و همسرايي در عزاي
سرپايي زنانه بسيار موثر و تكان دهنده است.
آنچه تا به حال در مورد موسيقي بوشهر گفته شد، در برگيرنده آيين ها و آوازهاي مراسم عزاداري يا كلا بخش مذهبي موسيقي
بوشهر است.
ويژگي هاي اين آوازهاي متنوع را مي توان چنين برشمرد:
.1جملگي محتواي مذهبي دارند.
.2اجراي آنها همراه با آمادگي قبلي، ضمني و طبيعي تكخوان و همسرايان است.
.3بيش تر آنها بدون همراهي ساز اجرا مي شوند.
.4همگي از غناي موسيقايي ممتازي برخودارند.
.5اين آوازها بخش مهمي از فرهنگ موسيقي بوشهرند.
.6با وجود تنوع زياد، وحدت هاي متريك معيشي بر آنها حاكم است.
.7اشباع استروكتور)ساختار( صوتي آنها از مباني نسبتا مشتركي پيروي مي كند.
موسيقي غير مذهبي
شروه:
»شروه« به صورت گسترده اي در سرتاسر استان بوشهر رواج دارد و در هر منطقه به گونه هاي نسبتا متفاوت خوانده مي شود.
مناطق »دشتي«، »دشتستان«، »شبانكاره« و تا حدودي »تنگستان« و شهر بوشهر مراكز عمده شروه خواني هستند.
در ميان آوازهاي داراي متر آزاد و همراه با دوبيتي كه در بيشتر نواحي ايران خوانده مي شوند، شروه بخاطر برخورداري از غناي
ملودي، كثرت سبك و شيوه و ديگر ويژگي هاي موسيقايي شاخص تر و برجسته تر است.
اشعار شروه مبتني بر نوعِ دوبيتي است. در ميان دو بيتي سرايان منطقه بوشهر، فايز و مفتون شهرت بيش تري دارند. شروه ها
عموما منطبق با آواز دشتي رديف سنتي اند. به گفته روشن تر بسياري از گوشه هاي آواز دشتي در رديف سنتي متاثر از شروه و
آوازهاي رايج در منطقه دشتي، دشتستان و تنگستان اند. در اين زمينه ميتوان به »گوشه غم انگيز« در رديف سنتي اشاره كرد.
اين گوشه بنام »دشتي شكسته« از قديم در منطقه دشتي خوانده مي شده است. در عين حال، برخي از آگاهان منطقه بوشهر براين عقيده اند كه در قديم نمونه هاي نادري از شروه در پرده هاي آواز شوشتري نيز خوانده مي شده است. در سنت شروه خواني
در منطقه بوشهر، رسم بر خواندن اشعار مثنوي مولوي قبل از شروه بوده وهست . به غير از مثنوي، شروه خوانان گاه از اشعار
نظامي نيز به عنوان مقدمه اي براي شروه استفاده مي كنند. مثنوي خواني يا خواندن اشعار نظامي نيز مانند شيوه هاي مختلف
شروه خواني، به شيوه هاي گوناگوني اجرا مي شوند. خواندن مثنوي يا اشعار نظامي به عنوان مقدمه شروه، براي آمادگي خواننده
و نيز آمادگي مجلس و حاضران است. خواندن مثنوي يا اشعار نظامي، قبل از هر شيوه اي، در شروه قابل اجراست اما برخي از
شروه خوانان يا به دليل نتوانستن و يا نخواستن، از اين كار خودداري مي كنند. لازم به يادآوري است كه اتصال مضموني ملودي
آواز مثنوي يا اشعار نظامي به پرده هاي آواز شروه، نيازمند توانايي قابل توجهي توسط شروه خوان است. در واقع در آخرين بيت
ها، فضاي لازم براي خواندن شروه به تدريج مهيا مي شود. به تدريج به پرده هاي اصلي شروه و حالت هاي ملوديك آن كه
ناشي از چگونگي گردش ملودي در آواز شروه است، اشاره مي شود و با افزايش اين اشارات، در لحظه خاصي فضاي شروه تثبيت
مي شود. برقراري همين پل ارتباطي مهم و درعين حال حساس است كه باعث طفره رفتن برخي از شروه خوانان از خواندن
مثنوي يا اشعار نظامي در محافل رسمي مي شود. شروه اغلب به صورت »دنباله خواني« )مبادله آواز ميان چند نفر( اجرا مي
شود. تعداد شركت كنندگان در »دنباله خواني« مي تواند به 5-4نفر )كمي بيش تر يا كم تر ( برسد. در پايان هر دوبيتي در
شروه، اغلب به خاطر تكميل پريود آوازي، يا ايست هاي مقطعي و يا انجام فرود كامل،واژه ها يا مصرع هاي اضافي به دو بيتي
اصلي افزوده مي شوند. مانند: روزگار، اي روزگار، جفاگر هر كسي كرد خير نبيند … طريق رسم دلداري نه اين است و … گاه
ممكن است به جاي كلمات اضافي، برخي از واژه ها به خصوص در فرود، دو يا چند بار تكرار شوند. شروه منشا بسياري از
آوازهاي ديگر از جمله »مرثيه« ها، »لالايي« ها و … است. زنان نيز شروه مي خوانند و گاه هنگام كارهاي روزانه ممكن است
به اصطلاح محلي»درنگه« كنند، يعني زير لب آوازهاي شروه را زمزمه كنند. اجراي شروه در درجه اول بيش تر به مجالس
سنگين و باوقار و اهل ادب مربوط است. به طول كلي در فرهنگ سنتي بوشهر، شروه و شروه خوان از احترام ويژه اي
برخوردارند. در »دنباله خواني« معمولا يك مبادله محتوايي ميان شروه خوانان وجود دارد كه به نوعي مشاوره يا مشاعره شبيه
است. در دنباله خواني معمولا يكي از »گرده« هاي )شيوه هاي( شروه انتخاب مي شود و دور مي گردد. شروه خواني در اين
قبيل مجالس ممكن است ساعت ها به درازا بكشد. در مجالس عروسي رسم بر خواندن شروه نيست.
گرچه ساختمان شروه ها به هم شبيه اند و از معيارهاي نسبتا مشخصي تبعيت مي كنند، اما تفاوت شيوه هاي مختلف شروه
خواني بيش تر در اوج گيري، ساختار ملودي، فرودها، آرايه ها و تحريرهاي كلام يا آرايه ها و زيورهاي ملودي پس از كلام
است. زمان بندي فيگورها، سكوت هاي ميان پريودها، ميزان امتداد اصوات و … نيز از جمله خصوصياتي هستند كه باعث
متفاوت شدن شيوه هاي مختلف شروه مي شوند. در ميان عواملي كه تفاوت ميان شيوه هاي مختلف شروه را باعث مي شوند،
دو مورد از بقيه برجسته ترند: اوج و فرود. برخي از شيوه هاي شروه اساسا به اوج نمي روند كه از اين قبيل است شيوه شريفي در
بوشهر. فرود شروه نيز به شيوه هاي مختلفي صورت مي گيرد، مثلا فرود موقت شروه شبانكاره اي اغلب در پايان مصراع از بيت
دوم است، اين مصرع تكرار مي شود و فرود نهايي در پايان مصرع دوم از بيت دوم صورت مي گيرد.
هر شروه داراي پريودهاي گوناگون است. هر پريود توسط سكوتي نسبتا طولاني از پريود ديگر جدا مي شو. »… معمولا به هر
پريود يك بيت تعلق مي گيرد، در اين آوازها، ملودي كه انحناي تثبيت شده اي را داراست [تثبيت انحنا در شيوه هاي مختلف
شروه متفاوت است، هر گَرده اي انحناي نسبتا تثبيت شده خود را دارد كه با گرده هاي ديگر تا حدودي متفاوت است[، از ابتدا
نقطه اوجي را در مسير خود هدف قرار مي دهد. اين نقطه اوج نسبت به صداي خاتمه، اكثرا فاصله پنجم و گاهي استثنائا يك
اكتاو را تشكيل مي دهد. تقريبا تمام پريودها از اين قاعده پيروي مي كنند، گرچه در جزئيات گاهي نسبت به هم تفاوت دارند…«
علت پديد آمدن سبك هاي مختلف شروه و آوازهاي ديگر منشعب از آن را مي توان به جغرافيا و شيوه زيست و عادت هاي
فرهنگي هر منطقه مربوط دانست.
بيدگوني)بيدگاني:(
»بيدگوني« در اصل يك شيوه آوازي است و نه نوع بخصوصي از موسيقي منطقه بوشهر. آواز »بيدگوني« از منطقه شبانكاره تا
حيا داوود متداول است. لحن موسيقي و محتواي اشعار »بيدگوني« عاشقانه است.آواز »بيدگوني« گاه به برخي از آوازهاي موسوم
به »سركوهي« كه در استان فارس رايج اند، نزديك مي شود.
جنگنامه )شاهنامه خواني:(»جنگنامه« يا »شاهنامه خواني« آوازي است كه معمولا در شب نشيني ها و گردهمايي هاي اهل ادب و فرهنگ اجرا مي شده
است. اين سنت گرچه به شكل غالب از ميان رفته است اما هنوز مي توان گهگاه ناظر آن بود شاهنامه خواني توسط يك
تكخوان اجرا مي شود و همراهي جمعي ندارد.
جنگنامه هم چنين در مراسم عزا و سوگواري اجرا مي شود، اما اشعار آن از شاهنامه نيست و از كتاب هاي ديگري ازجمله كتاب
جوهري برگزيده مي شود. در اين نوع مراسم معمولا جنگنامه حضرت علي اكبر )ع(، جنگنامه حضرت مولا و مانند آن خوانده
مي شود. شيوه خواندن جنگنامه گاه به شيوه نقالي نزديك مي شود. در كنار جنگنامه هاي مذهبي، اغلب مداحي اجرا مي شود،
مانند مداحي حضرت مولا علي )ع.( اين مداحي كه متن آن برگرفته از كتاب رفاحي است، بيشتر در شب بيست و يكم رمضان
خوانده مي شود.
مولود خواني:
»مولودخواني« يا »مولود نبي«، جشن تولد پيغمبر اسلام )ص( است. مولودخواني شام آوازي است كه به همراهي »دايره« )و گاه
»ني انبان«( خوانده مي شود. خوانندگان به صورت دايره دور هم مي نشينند و در هنگام خواندن، حركات موزوني را كه به
صورت حركت شانه ها به چپ و راست است، انجام مي دهند. لحن موسيقي و نيز حركات موزون خوانندگان حاكي از تاثير
موسيقي عربي و به ويژه آفريقايي بر اين مراسم است.
آوازها و ترانه هاي شاد:
بخش قابل توجهي از آوازها و ترانه هاي بوشهر و فرم هايي از قبيل »يزله«، رقص ها و … تاحدود زيادي از موسيقي بوميان
آفريقا تاثير پذيرفته است.
يزله:
»يزله« عموما در مراسم شادي )عروسي، ختنه سوران و (… اجرا مي شود.
اجراي آواز به صورت مبادله ملودي ميان تكخوان )كه معمولا غير حرفه اي است( و همسرايان است. پريودهاي آوازي در يزله
اغلب كوتاه و تكراري اند. اجرا كنندگان يزله، به هنگام اجراي آن، شَپ )دست( مي زنند. با گرم شدن مجلس و اوج گيري
آوازها، خوانندگان به تدريج روي زانوها بلند شده، سپس با چرخش به راست مي نشينند و دوباره روي زانو به چپ مي چرخند و
مي نشينند. هدف از اجراي »يزله«، گرم كردن و به جنب و جوش انداختن مجلس است. بافت ملوي در »يزله« به آوازهاي
بدوي آفريقايي شباهت دارد. »يزله« معمولا ذكر »صلي علي انبي« توسط تكخوان و پاسخ همسرايان به صورت »ياهو« آغاز
مي شود. تكخوان، پريودهاي آوازي كوتاهي را مي خواند و همسرايان در ابتدا با اداي »هلَلَ يوس هل يوسه« … به تكخوان
پاسخ مي گويند. گاه همراه با آوازهاي يزله،»كِل«مي زنند و گاه صداهاي »هي …« مانند كشيده اي از ميان همسرايان به گوش
مي رسد. يزله ها از نظر تعداد بسيارند و معمولا در مجلس، يكي را بعد از ديگري و بدون انقطاع مي خوانند. آوازها از نظر ريتم
بيش تر در قالب هاي دوتايي قرار مي گيرند. در برخي از يزله ها، واحد ضرب داراي قتسيمات دوتايي و برخي ديگر داراي
تقسيمات سه تايي اند. با تغيير وزن شعر، آهنگ و پاسخ همسرايان نيز تغيير مي كند. در هر يزله، پاسخ هاي همسرايان معمولا
تكراري است. هر يزله در ارتباط با موضوع خاصي بوده است: گاه در ارتباط با زندگي و كار، گاه به قصد طعنه زدن به فرد
خاصي و گاه به منظور به شوخي كشيدن موضوعي خاص. ريشه آوازهاي »يزله« به احتمال از »نيمه« ها )آوازهاي كارهاي
دريايي( است. اين احتمال از آنجا تقويت مي شود كه جداي از شباهت شكل و مضمون ميان »يزله« و »نيمه«، بسياري از يزله
ها، به هنگام كارهاي مربوط به صيد و لنج نيز خوانده مي شوند و به عبارت ديگر، بسياري از »نيمه« ها در مراسم »يزله« نيز
اجرا مي شوند. آوازهاي يزله، چنان كه ذكر شد، حاوي مضامين طعنه آميز و ريشخندگونه اند. هر يزله معمولا نام خاصي دارد كه
برگرفته از متن شعر آن است. اجراي يزله معمولا به جوان ها اختصاص دارد. يزله را در شهر بوشهر اجرا مي كنند و در ساير
نقاط استان بوشهر رايج نيست.
خيام خواني:
»خيام خواني« از جمله آوازهاي شاد مراسم عروسي است. خيام خواني توسط تكخوان )غير حرفه اي( اجرا مي شود و حاضران
نيز شَپ )دست( مي زنند. به هنگام خيام خواني، دايره نيز نواخته مي شود كه گاه به جاي دايره از تمبك يا دمام استفاده ميشود. اين آواز در بوشهر گاه به همراهي فلوت نيز خوانده مي شود. در اين كه خيام خواني از آوازهاي سنتي منطقه بوشهر است،
بايد ترديد كرد. ملودي خيام خواني به آوازهاي معروف به »روحوضي« كه در برخي ديگر از نقاط ايران رايج است، شباهت دارد
و از اين رو از خصوصيات اصلي آوازها منطقه بوشهر برخوردار نيست. در عين حال، حداقل پنجاه سال است كه اين آواز در شهر
بوشهر )ونه نقاط ديگر استان بوشهر( رايج است. خيام خواني معمولا توسط يزله ادامه مي يابد. در واقع خيام خواني و آوازهاي
يزله به طور متناوب و يك در ميان اجرا مي شوند. »خيام خوان« پس از خواندن يك يا چند رباعي از خيام، اشعاري از يزله هاي
مختلف مي خواند و دوباره به رباعيات خيام باز مي گردد. در خيام خواني، به غير از رباعيات خيام ممكن است از دوبيتي ها و
رباعي هاي شاعران ديگر و از اشعار عاميانه نيز استفاده شود:
سيصد گل سرخ يك گلش نصراني ما را ز سر بريده مي ترساني
گر ما ز سر بريده مي ترسيديم در مجلس عاشقان نمي رقصيديم
در خيام خواني تكخوان معمولا خواننده حرفه اي نيست و آواز به مانند يزله ب صورت دنباله خواني اجرا مي شود.
آوازهاي كار:
الف( آوازهاي دريا و صيد:
نظر به جغرافياي خاص منطقه، بيش ترين تعداد از آوازهاي كار در بوشهر در ارتباط با دريا و كارهاي مربوط به صيد و لنج است.
هر كاري در لنج، آوازي مخصوص به خود دارد .اين آوازها را صيادان، ملوانان و جاشوان در اصطلاح محلي »نِيمه« )احتمالا
تغيير يافته »نغمه«( مي نامند. درمناطق مختلف بوشهر، نيمه هاي متفاوتي خوانده مي شود. مثلا در منطقه بندرگاه در نزديكي
بوشهر، دو نوع نيمه متداول است: نيمه نيداف) پارو( و نيمه گرگور )نوعي تله دريايي.(
ب( آوازهاي وزن كردن گندم:
در مناطق تنگستان، دشتستان و دشتي، پس از درو كردن گندم)گاه در هنگام درو، چاووشي خوانده مي شود(، خرمن ها را در
خرمن جاي انباشته مي كنند. وزن كردن و تقسيم گندم معمولا در روزها و ساعت هاي خاصي صورت مي گيرد.
خواننده آوازهاي مخصوص اين مراسم كسي است كه ترازو را از خرمن پر كند. پس از پايان هر بند از شعر، حاضران با فرستادن
صلوات به تكخوان پاسخ مي گويند. اشعار در ستايش پروردگار، حضرت رسول )ص( و امامان )ع( است. در هر بند از شعر يكي از
امامان به ترتيب توصيف مي شوند. در اين مراسم، ستايش دوازده امام هم جنبه اعتقادي و مذهبي دارد و هم معيار و وسيله اي
است براي شمردن ترازوها.
لالايي:
لالايي كه در مناطق مختلف بوشهر به صورت هاي »لالا«، »لِي لِي«، و … تلفظ مي شود، توسط مادران خوانده مي شود.
لالايي ها در ظاهر بسيار به هم شبيه اند اما با دقتي بيش تر معلوم مي شود كه لالايي هاي هر منطقه تا حدود زيادي از سبك
و شيوه شروه خواني در همان منطقه پيروي مي كنند.
مي توان دريافت كه »لالايي« ها ريشه در »مرثيه« و هر دو ريشه در »شروه« دارند. اشعار لالايي ها عموما سينه به سينه
منتقل شده و داراي مضاميني در ستايش از اسطوره هاي مذهبي، توصيف زيبايي هاي كودك و توصيف دريا كه مهم ترين
شاخص طبيعت در اين منطقه است، مي باشند.
در يك نگاه كلي آنچه از بررسي موسيقي بوشهر مي توان دريافت آن است كه وجه غالب موسيقي بوشهر، موسيقي آوازي است،
اعم از مذهبي يا غير مذهبي. در اين ميان بخش قابل توجهي از آوازها، اساساً بدون همراهي ساز خوانده مي شوند: نوحه، ذكر
پامنبري، مرثيه، مناجات، عزاي سرپايي زنان، بيت عزا و بيت عروسي، چاووشي، مثنوي خواني، نظامي خواني، شروه، جنگنامه،
نيمه ها و آوازهاي كار، لالايي و … جملگي آوازهايي هستند مذهبي يا غيرمذهبي كه بدون همراهي ساز، خوانده مي شوند. ترانه
ها و رقص ها، يزله)گاه همراه با دمام(، خيام خواني)گاه همراه با دمام يا فلوت(، بيت عروسي، )گاه همراه با ني جفتي(، برخي
شروه هاي ساده )گاه همراه با ني جفتي يا ني هفت بند( و … آوازهايي هستند كه به نوعي مي توانند به همراهي ساز نيز خوانده
شوند.
منبع: درويشي، محمد رضا، مقدمه اي بر شناخت موسيقي نواحي ايران، تهران، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي،
. 53-97 : ، ص1373

آوازها در موسیقی بوشهر و آیین های کلامی سنتی

از جمله آوازهای رایج در محافل غیر عزاداری می توان به حاجیونی مثنوی ، شمبه ایی وزینب شل اشاره نمود.
آوازهایی چون بیت خوانی ، چاووش ، مرثیه خوانی و شوره از نغمه های برجای مانده ی موسیقی قدیم بوشهر می باشد که به آوازهای باستانی موسیقی ملی ایران که از دوران پیش از اسلام در این منطقه رواج داشته است.آواها در موسیقی بوشهر هم دارای بافت منوفونیک (تک صدایی) وهم پولیفونی (چند صدایی) می باشد.

کلام در موسیقی بوشهری :
کلام در این موسیقی نوعی وحدت لاینفک را دارا می باشد. در نوحه ها نیز از کلماتی هم چون خدا ، ای خدا ، وای ، واویلا استفاده می شود.

آوانویسی :
تبدیل و تقلیل موسیقی به نتاسیون روی کاغذ عمل کاملی نیست زیرا نت نویس از میان تمام پدیده های آکوستیکی ، آن دسته را که به نظرش اساسی می رسد انتخاب می کند و بر اثر پیچیدگی صداها خود نت نویس هم جذب و درک آن را مشکل می بیند و با توجه به اینکه نتاسیون قراردادی غرب قادر نیست کلیه ی ویژگی های ملودیک ، ترکیبات و کیفیت های صوتی موسیقی غیر غربی و بخصوص موسیقی بوشهر را مشخص نماید.
در آوانویسی بوشهری از علائم اضافی استفاده نشده و آوانگار بیشتر به ارائه اسکلت و خط ملودی اصلی توجه دارد و خواننده را با مشخصات کلی قطعه آشنا می سازد و چون نگارنده در انتخاب قطعات با واریاسون های مختلفی از یک قطعه روبه رو می شود در آخر معمولی ترین آن را برای آوانویسی انتخاب می کند و از آنجا که کلام و موسیقی در نواهای سوگواری بوشهر کاملا به یکدیگر مرتبط می باشد در اغلب آواها و نواها ، متن اشعار آن به صورت فونتیک در زیر آونگاریها آورده شده است.
در موسیقی بوشهر تمپو در طول اجرای قطعه به تدریج سرعت میابد ، برای ادامه ی تمپو در آوانویسی ، میانگین سرعت هر کدام از قطعات در نظر گرفته می شود.

انواع آوانویسی :
1- بیت خوانی در جشن
2- بیت خوانی در عزا
3- نوحه پا منبری : شاه بی خیل و حشم
4- نوحه پا منبری : ای عندلیبیان
5- قطعه سنج و دمام
6- نوحه بر حیدری : ام لیلای حزون
7- نوحه بر حیدری : فریاد یا محمد
8- نوحه اصلی مراسم صبحدم
9- نوحه مراسم صبحدم : برگشته اقبالم
10- نوحه مراسم شام غریبان
11- نوحه طفل صغیری
12- نوحه عزای سرپایی : حجله عیش

آواها و آئین سوگواری در بوشهر:
پامنبری :
در بوشهر بعد از پایان ذکر، نوحه‌خوانی خاصی شروع می‌شود که به آن ( پامنبری ) می‌گویند. پامنبری خوانی یکی از کهن‌ترین انواع نوحه‌خوانی و عزاداری شیعیان در بوشهر محسوب و آهنگ‌های پامنبری از قدیمی‌ترین نواهای موسیقی مذهبی بوشهر، شناخته می‌شود. اشعار پامنبری به زبان فارسی است و اصطلاحات محلی کمتری به آن راه یافته است. اجرای مراسم پامنبری و ذکر در اطراف بوشهر و به ویژه در روستاها از اصالت و کیفیت بیشتری برخوردار است و علاقه‌مندان بسیاری اعم از کوچک و بزرگ در این مراسم شرکت می‌کنند. بر همین اساس محتمل است که خاستگاه اصلی ذکر و پامنبری، روستاهای اطراف بوشهر باشد.
ای عندلیبان خدا، گلشن خراب است
آهسته نالید، اصغر به خواب است
در ذکر خوابش گریان رباب است
روضه‌خوانی :
پس از پایان ذکر و پامنبری، روضه‌خوانی شروع می‌شود. بیشتر پژوهش گران، روضه‌خوانی و یا مرثیه‌خوانی را یکی از اولین شیوه‌های عزاداری می‌دانند. روضه‌خوان‌های بوشهری با آدابی خاص به روضه‌خوانی می‌پردازند. آنان در جای جای روضه‌خوانی، با آوازها و نوحه‌های ویژه، مصایب و سرگذشت امامان به ویژه سیدالشهدا را شرح می‌دهند که بسیار جذاب و تأثربرانگیز است. روضه‌خوان‌های محلی در اجرای آواها و مراثی، به شیوه‌ای خاص، شنوندگان خود را در اجرای آوازها و نوحه‌ها مشارکت می‌دهند. روضه‌خوانی سنتی معمولاً با مرثیه‌خوانی رسمیت پیدا می‌کند اما اغلب اوقات، روضه‌خوانان، کار خود را با اجرای آوازی حزین معروف به «حاجیونی» آغاز می‌کنند.
هلال امشب ز غم قامت کمان است / جهان پرشور و بانگ الامان است
ز هر دیده سرشک خون روان است/ عجب هنگامه‌ای اندر جهان است
از دیگر آوازهای رایج در روضه‌خوانی می‌توان به مثنوی‌خوانی، رجز و جنگ‌نامه یا شاهنامه‌خوانی و ناچ و کتاب‌خوانی و مقتل‌خوانی اشاره کرد.

مراسم سنج و دمام :
بوشهری‌ها، رسم سنج و دمام را معمولاً لازمه مراسم سینه‌زنی می‌دانند و در گذشته نیز این مراسم را پیش از اکثر مراسم مذهبی مانند تعزیه، روضه‌خوانی، پامنبری و شام غریبان اجرا می‌کردند. برای اجرای این آیین، دسته‌های سنج و دمام، قطعه خود را از نقطه‌ای مشخص در محل آغاز می‌کنند تا همه اهالی محل بتوانند صدای آن را بشنوند. پس از چند دقیقه نوازندگی ، گروه در حین نواختن به طرف مسیر مشخص شده خود حرکت کرده و هنگام رسیدن به پایان مسیر، بعد از چند دقیقه ، قطعه را تمام می‌کنند. در بوشهر، محله‌های مختلف ، مراسم مذهبی خود را جدا از یکدیگر برگزار می‌کنند و هریک از آن‌ها دارای یک گروه سنج و دمام مستقلند. این گروه‌بندی‌ها در گذشته اهمیت زیادی داشته و با رقابت شدید محله‌ها رو به رو می‌شده است.

بيت خوانی :
هم در عروسی و هم در عزا اجرا می شود . بيت عزا را برای جوانان می خوانند، اعم از اسطوره های مذهبی مانند ( بيت خوانی ) حضرت قاسم (ع) و علی اكبر (ع) و يا جوانان تازه در گذشته . بيت خوانی به صورت مبادله ملودی ميان دو يا چند نفر انجام می شود. نفر اول معمولا يك بيت را مي خواند و بيت ديگر توسط فرد ديگری خوانده می شود . در بيت عزا معمولا نوحه خوان می خواند و جمع پاسخ می دهد . در شب تاسوعا ، مصيبت را با بيت می خوانند . بيت عزا و بيت عروسی دارای موسيقی شبيه به هم اند، اما از نظر شعر با هم تفاوت دارند . بيت های عروسی احتمالا با پذيرفتن تغييراتی در شكل خود، به ( واسونك ) تبدیل شده اند. كاركرد واسونك در عروسی های شيراز، همانند كاركرد بيت ها در عروسی های بوشهر است . در بيت عروسی – و گاه دربيت عزا – در پايان هر بيت، زنان كل می زنند. اشعار بيت ها اغلب عاميانه اند و انتقال آنها به صورت سينه به سينه بوده است.

چاووشی:
چاووشی را در هنگام بدرقه يا در زمان استقبال از زايران می خوانند . چاووشی هم چنين در شب سوم محرم ، شب عاشورا يا اربعين در ميان نوحه ( واحد ) د ر عروسی ، كارهای ساختمانی و … نيز خوانده می شود . به طور كلی زمانی كه نياز به تقويت روحيه جمع باشد، آواز چاووشی خوانده می شود.چاووشی گاه به صورت مبادله آواز ميان دو يا چند نفر خوانده می شود .نظر به موارد استفاده چاووشی و حالت خبری و ندايی آن ، خوانندگان چا ووشی می بايست از صدای رسايی برخوردار باشند. اشعارچاووشی را يا از ميان اشعار شاعران معروف منطقه ، يا از چاووشی نامه های مختلف مانند چاووشی نامه ناصرالدين شاه و مانند آن بر می گزينند . هنوز در روستاهای منطقه دشتی ، دشتستان و تنگستان می توان آواز چاووشی را شنيد . آواز چاووشی كه در رده های چهار گاه است ، در مناطق مختلف استان بوشهر تقريبا يكسان اجرا می شود.

مناجات :
مناجات اغلب در شب های ماه رمضان خوانده می شود و بيش تر در پرده های شوشتری است . در نمونه هايی از مناجات قديمی ، پيش از خوانده شدن مناجات ، اشعار مثنوی به آواز خوانده شده است . اشعار مناجات معمولا از كتابهايی چون خزانه الاشعار و جوهری گزيده می شود.

عزای زنانه :
عزای زنانه نیز بخش ديگری از موسيقی عزاداری بوشهر است . نوحه های عزای زنانه با ديگر نوحه ها متفاوت است . در عزای زنانه ، بيت عزا و چاووشی نيز خوانده می شود . زنان، نوحه خوانان مخصوص به خود دارند . نوحه ها و هم سرايی در عزای سرپايی زنانه بسيار موثر و تكان دهنده است.
ويژگي های اين آوازهای متنوع را می توان چنين برشمرد :

  1. جملگی محتوای مذهبی دارند.
  2. اجرای آنها همراه با آمادگی قبلی، ضمنی و طبيعی تك خوان و هم سرايان است.
  3. بيش تر آنها بدون همراهی ساز اجرا می شوند.
  4. همگی از غنای موسيقايی ممتازی برخودارند.
  5. اين آوازها بخش مهمی از فرهنگ موسيقی بوشهرند.
  6. با وجود تنوع زياد، وحدت های متريك معيشی بر آنها حاكم است.
  7. اشباع استروكتور( ساختار ) صوتی آنها از مبانی نسبتا مشتركی پيروی می كند.

شروه:
( شروه ) به صورت گسترده ای در سرتاسر استان بوشهر رواج دارد و در هر منطقه به گونه ه ای نسبتا متفاوت خوانده می شود .( مناطق، دشتی ، دشتستان ، تنگستان و تا حدودی شبانكاره و شهر بوشهر مراكز عمده شروه خوانی هستند ) .
در ميان آوازهای دارای متر آزاد و همراه با دوبيتی كه در بيشتر نواحی ايران خوانده می شوند، شروه بخاطر برخورداری از غنای ملودی ، كثرت سبك و شيوه و ديگر ويژگی های موسيقايی شاخص تر و برجسته تر است.
اشعار شروه مبتنی بر نوعِ دوبيتی است . در ميان دو بيتی سرايان منطقه بوشهر، فايز و مفتون شهرت بيش تری دارند . شروه ها عموما منطبق با آواز دشتی رديف سنتی اند . به گفته روشن تر بسياری از گوشه های آواز دشتی در رديف سنتی متاثر از شروه و( آوازهای رايج در منطقه دشتی ، دشتستان و تنگستان اند . در اين زمينه می توان به گوشه غم انگيز در رديف سنتی اشاره كرد ).
در منطقه بوشهر، رسم بر خواندن اشعار مثنوی مولوی قبل از شروه بوده وهست . به غير از مثنوی، شروه خوانان گاه از اشعار نظامی نيز به عنوان مقدمه ای برای شروه استفاده می كنند . مثنوی خوانی يا خواندن اشعار نظامی نيز مانند شيوه های مختلف شروه خوانی ، به شيوه های گوناگونی اجرا می شوند . خواندن مثنوی يا اشعار نظامی به عنوان مقدمه شروه ، برای آمادگی خواننده و نيز آمادگی مجلس و حاضران است . خواندن مثنوی يا اشعار نظامی ، قبل از هر شيوه ای ، در شروه قابل اجراست اما برخی از شروه خوانان يا به دليل نتوانستن و يا نخواستن ، از اين كار خودداری می كنند . لازم به يادآوری است كه اتصال مضمونی ملودی آواز مثنوی يا اشعار نظامی به پرده های آواز شروه ، نيازمند توانايی قابل توجهی توسط شروه خوان است . در واقع در آخرين بيت ها ، فضای لازم برای خواندن شروه به تدريج مهيا می شود . به تدريج به پرده های اصلی شروه و حالت های ملوديك آن كه ناشی از چگونگی گردش ملودی در آواز شروه است ، اشاره می شود و با افزايش اين اشارات ، در لحظه خاصی فضای شروه تثبيت می شود .
شروه اغلب به صورت دنباله خوانی ( مبادله آواز میان چند نفر ) اجرا می شود . تعداد شركت كنندگان در دنباله خوانی می تواند به 4 – 5 نفر (كمی بيش تر يا كم تر ) برسد. در پایان هر دو بیتی در شروه، اغلب به خاطر تكميل پريود آوازی ، يا ايست های مقطعی و يا انجام فرود كامل ، واژه ها يا مصرع های اضافی به دو بيتی اصلی افزوده می شوند. مانند : روزگار، ای روزگار، جفا گر هر كسی كرد خير نبيند … طريق رسم دلداری نه اين است و … گاه ممكن است به جای كلمات اضافی، برخی از واژه ها به خصوص در فرود، دو يا چند بار تكرارشوند. شروه منشا بسياری از آوازهای ديگر از جمله مرثيه ها ولالایی ها و… است.
زنان نيز شروه می خوانند و گاه هنگام كارها ی روزانه ممكن است به اصطلاح محلی ( درنگه ) كنند، يعنی زير لب آوازهای شروه را زمزمه كنند . اجرای شروه در درجه اول بيش تر به مجالس سنگين و باوقار و اهل ادب مربوط است . به طول كلی در فرهنگ سنتی بوشهر، شروه و شروه خوان از احترام ويژه ای برخوردارند. در دنباله خوانی معمولا يك مبادله محتوايی ميان شروه خوانان وجود دارد كه به نوعی مشاوره يا مشاعره شبيه است. در دنباله خوانی معمولا يكی از گرده های (شيوه های ) شروه انتخاب می شود و دور می گردد . شروه خوانی در اين قبيل مجالس ممكن است ساعت ها به درازا بكشد. در مجالس عروسی رسم بر خواندن شروه نيست.

بيدگونی (بيدگانی) :
( بيدگونی ) در اصل يك شيوه آوازی است و نه نوع بخصوصی از موسيقی منطقه بوشهر . آواز بيدگونی از منطقه شبانکاره تا حیا داوود متداول است . لحن موسيقی و محتوای اشعار بيدگونی عاشقانه است . آواز بیدگونی گاه به برخی از آوازهای موسوم به ( سر کوهی ) كه در استان فارس رايج اند، نزديك می شود.

جنگنامه ( شاهنامه خوانی ) :
آوازی است كه معمولا در شب نشينی ها و گردهمايی های اهل ادب و فرهنگ اجرا می شده است. اين سنت گرچه به شكل غالب از ميان رفته است اما هنوز می توان گهگاه ناظر آن بود شاهنامه خوانی توسط يك تك خوان اجرا می شود و همراهی جمعی ندارد.
جنگنامه هم چنين در مراسم عزا و سوگواری اجرا می شود، اما اشعار آن از شاهنامه نيست و از كتاب های ديگری ازجمله كتاب جوهری برگزيده می شود . در اين نوع مراسم معمولا جنگنامه حضرت علی اكبر (ع)، جنگنامه حضرت مولا و مانند آن خوانده می شود . شيوه خواندن جنگنامه گا ه به شيوه نقالی نزديك می شود . در كنار جنگنامه های مذهبی، اغلب مداحی اجرا می شود، مانند مداحی حضرت مولا علی (ع). اين مداحی كه متن آن برگرفته از كتاب رفاحی است، بيشتر در شب بيست و يكم رمضان خوانده می شود.

مولود خوانی :
( مولود خوانی یا مولود نبی ) جشن تولد پيغمبر اسلام (ص) است. مولودخوانی شام آوازی است كه به همراهی دایره و گاه نی انبان خوانده می شود . خوانندگان به صورت دايره دور هم می نشينند و در هنگام خواندن، حركات موزونی را كه به صورت حركت شانه ها به چپ و راست است، انجام می دهند . لحن موسيقی و نيز حركا ت موزون خوانندگان حاكی از تاثيرموسيقی عربی و به ويژه آفريقايی بر اين مراسم است.

يزله:
( يزله )عموما در مراسم شادی (عروسی، ختنه سوران و …) اجرا می شود. اجرای آواز به صورت مبادله ملودی ميان تك خوان (كه معمولا غير حرفه ای است ) و هم سرايان است . پريودهای آوازی در يزله اغلب كوتاه و تكراری اند . اجرا كنندگان يزله، به هنگام اجرای آن، شَپ (دست) می زنند . با گرم شدن مجلس و اوج گيری آوازها، خوانندگان به تدريج روی زانوها بلند شده، سپس با چرخش به راست می نشينند و دوباره روی زانو به چپ می چرخند و می نشينند . هدف از اجرای ( يزله ) گرم كردن و به جنب و جوش انداختن مجلس است . بافت ملودی در ( يزله ) به آوازهای بدوی آفريقايی شباهت دارد.
تك خوان، پريودهای آوازی كوتاهی را می خواند و هم سرايان در ابتدا با ادای (هلل یوس هل یوسه ) به تک خوان پاسخ می گویند . گاه همراه با آوازهای يزله كِل می زنند و گاه صداهای هی مانند كشيده ای از ميان هم سرايان به گوش می رسد . يزله ها از نظر تعداد بسيارند و معمولا در مجلس، يكی را بعد از ديگری و بدون انقطاع می خوانند . آوازها از نظر ريتم بيش تر در قالب های دوتايی قرار می گيرند . در برخی از يزله ها، واحد ضرب دارای تقسیمات دوتايی و برخی ديگر دارای تقسيمات سه تايی اند . با تغيير وزن شعر، آهنگ و پاسخ هم سرايان نيز تغيير می كند . در هر يزله، پاسخ های هم سرايان معمولا تكراری است . هر يزله در ارتباط با موضوع خاصی بوده است : گاه در ارتباط با زندگی و كار، گاه به قصد طعنه زدن به فرد خاصی و گاه به منظور به شوخی كشيدن موضوعی خاص . ريشه آوازهای يزله به احتمال از ( نی مه ) ها یا آوازهای دریایی است .اجرای يزله معمولا به جوان ها اختصاص دارد . يزله را در شهر بوشهر اجرا می كنند و در ساير نقاط استان بوشهر رايج نيست.
خیام خوانی :
از جمله آوازهای شاد مراسم عروسی است . خيام خوانی توسط تك خوان (غير حرفه ای ) اجرا می شود و حاضران نيز شَپ (دست) می زنند . به هنگام خيام خوانی، د ايره نيز نواخته می شود كه گاه به جای دايره از تمبك يا دمام استفاده می شود. اين آواز در بوشهر گاه به همراهی فلوت نيز خوانده می شود . در اين كه خيام خوانی از آوازهای سنتی منطقه بوشهر است، باید تردید کرد . ملودی خيام خوانی به آوازهای معروف به( روحوضی ) كه در برخی ديگر از نقاط ايران رايج است، شباهت دارد و از اين رو از خصوصيات اصلی آوازهای منطقه بوشهر برخوردار نيست . در عين حال، حداقل پنجاه سال است كه اين آواز در شهر بوشهر (ونه نقاط ديگر استان بوشهر ) رايج است . خيام خوانی معمولا توسط يزله ادامه می يابد . در واقع خيام خوانی و آوازهای يزله به طور متناوب و يك در ميان اجرا می شوند.
( خيام خوان ) پس از خواندن يك يا چند رباعی از خيام، اشعاری از يزله های مختلف می خواند و دوباره به رباعيات خيام باز می گردد . در خيام خوانی، به غير از رباعيات خيام ممكن است از دوبيتی ها و رباعی های شاعران ديگر و از اشعار عاميانه نيز استفاده شود:
سيصد گل سرخ يك گلش نصرانی ما را ز سر بريده می ترسانی
گر ما ز سر بريده می ترسيديم در مجلس عاشقان نمی رقصيديم
در خيام خوانی تك خوان معمولا خواننده حرفه ای نيست و آواز به مانند يزله به صورت دنباله خوانی اجرا می شود.

آوازهای کار :
الف) آوازهای دريا و صيد :
نظر به جغرافيای خاص منطقه، بيش ترين تعداد از آوازهای كار در بوشهر در ارتباط با دريا و كارهای مربوط به صيد و لنج است . هر كاری در لنج، آوازی مخصوص به خود دارد .اين آوازها را صيادان، ملوانان و جاشوان در اصطلاح محلی ( نِي مه ) که احتمالا تغییر یافته نغمه است می نامند . درمناطق مختلف بوشهر، نی مه های متفاوتی خوانده می شود . مثلا در منطقه بندرگاه در نزديكی بوشهر، دو نوع نی مه متداول است: نی مه نيداف ( پارو) و نی مه گرگور (نوعی تله دريايی).
ب) آوازهای وزن كردن گندم :
در مناطق تنگستان، دشتستان و دشتی، پس از درو كردن گندم (گاه در هنگام درو، چاووشی خوانده می شود )، خرمن ها را درخرمن جای انباشته می كنند. وزن كردن و تقسيم گندم معمولا در روزها و ساعت های خاصی صورت می گيرد. خواننده آوازهای مخصوص اين مراسم كسی است كه ترازو را از خرمن پر كند . پس از پايان هر بند از شعر، حاضران با فرستادن صلوات به تك خوان پاسخ می گويند . اشعار در ستايش پروردگار، حضرت رسول (ص) و امامان (ع) است. در هر بند از شعر يكی ازامامان به ترتيب توصيف می شوند . در اين مراسم، ستايش دوازده امام هم جنبه اعتقادی و مذهبی دارد و هم معيار و وسيله ای است برای شمردن ترازوها.
در يك نگاه كلی آنچه از بررسی موسيقی بوشهر می توان دريافت آن است كه وجه غالب موسيقی بوشهر، موسيقی آوازی است، اعم از مذهبی يا غير مذهبی . در اين ميان بخش قابل توجهی از آوازها، اساساً بدو ن همراهی ساز خوانده می شوند : نوحه، ذكرپامنبری، مرثيه، مناجات، عزای سرپايی زنان، بيت عزا و بيت عروسی، چاووشی، مثنوی خوانی، نظامی خوانی، شروه، جنگنامه، نی مه ها و آوازهای كار، لالايی و … جملگی آوازهايی هستند مذهبی يا غيرمذهبی كه بدون همراهی ساز، خوانده می شوند. ترانه ها و رقص ها، يزله (گاه همراه با دمام )، خيام خوانی (گاه همراه با دمام يا فلوت )، بيت عروسی، (گاه همراه با نی جفتی )، برخی شروه های ساده (گاه همراه با نی جفتی يا نی هفت بند ) و … آوازهايی هستند كه به نوعی مي توانند به همراهی ساز نيز خوانده شوند.

عزاداری زنانه در بوشهر

«مطربه: يك دسته كنيزان آزاد شده باشند. تقريباً پانزده نفر شوند و آلات طربشان دايره‌اي است و حلقه دار. در اعياد و عروسي دعوت شده گاهي بي دعوت روند و دايره وار نشسته و تغني كرده و انعام يابند. در پُرسة محترمين هم روند و سرود واژگونه خوانند.»

از نوشته‌هاي سديدالسلطنه مي‌توان نتيجه گرفت كه پس از ورود بردگان آفريقايي به بوشهر، سرانجام عده‌اي‌ از كنيزان آزاد شده ـ همچون عده‌اي از غلامان ـ موسيقي را به عنوان حرفه‌ي خود انتخاب نمودند؛ اين كنيزان هم در مجالس جشن و هم در عزاداري‌ها شركت مي‌نموده تا انعامي يافته و امرار معاش نمايند.

كنيزان سياه‌پوست به تدريج آواها و رسوم خود را با عزاداري‌ زنانه‌ي بوميان بوشهر تلفيق نموده و از آنجا كه حضور آنها در اين گونه مجالس، بصورت گروهي بوده و كارشان را نيز گروهي انجام مي‌داده‌اند؛ براي اجراي موسيقي خود كه نياز به همراهي و همخواني داشته‌اند نيز دچار مشكل نبوده‌اند.‌ به همين دليل نيز سرود واژگونه‌ي آنها مورد استقبال قرار گرفته، مقبوليت يافت و به تدريج موسيقي سوگواري زنانه‌ي بوشهر در سيطره‌ي كنيزان آفريقايي قرار گرفت.

در تأييد و تثبيت جستار مطرح شده ـ جدا از رد پاي آشكار موسيقي سياهان آفريقايي بويژه در بعضي از فرمها و نوحه‌هاي سرپايي‌ ـ گفتني است كه تا چند دهه پيش و حتي تا اين اواخر، اغلب خوانندگان مطرح موسيقي زنانه در بوشهر و مناطق اطراف آن، از همان تبار آزاد شدگان بوده‌اند.

البته گزارشي از اين كه اين سياهان از «دايره»‌‌هاي خود در عزاداري نيز استفاده مي‌كرده‌اند، بدست نيامده است. در اين مقال بد نيست، به نوازندگي تعدادي معدود از زنان در مراسم «سنج و دمّام» اشاره كنيم. گفته مي‌شود كه در گذشته، زني معروف به ميشتي زهرا (مشهدي زهرا بلال زاده) در مسجد خيزمي‌ها (محلة بهبهاني) «دمّام اشكون» را بسيار جسورانه مي‌نواخته و نواختن «سنج» توسط زني معروف به “دي حسن ماهيني” در مسجد محلة “جفره”، نيز در نوع خود كم نظير بوده است.

سرخوان‌هاي سوگواري زنانه در هر مراسم، معمولاً دو نفر مي‌باشند كه اين رقم گاهي تا چهار نفر نيز افزايش مي‌يابد. آنها به نوبت، آوازها و نوحه‌ها را بين يكديگر و هم‌خوانان مبادله مي‌كنند. اين مسئله نيز احتمالاً يادگار اجراهاي گروهي كنيزان آزاد شده در بوشهر مي‌باشد.(؟)

تا كمتر از پنجاه سال پيش در عزاداري زنانه بوشهر، نوحه‌خواني و سينه‌زني به شكل سينه‌زني مردانه رواج داشت. كمااينكه هم‌اكنون از نوحه‌هاي قديم و جديد سينه‌زني مردان در لابلاي نوحه‌هاي زنانه استفاده مي‌شود. كه البته مورد استقبال عزاداران زن نيز واقع مي‌گردند.

در اين نوع سينه‌زني (كه اكنون منسوخ شده است)زنها همانند مردها حلقة متحد‌الشكلي تشكيل داده، به همان فرم به سينه‌زني مشغول ‌شده و گاهي نيز اقدام به ساختن «بُرهاي» جديدي مي‌نموده‌اند. تنها تفاوت آنها در ايجاد «بُر» اين بوده كه به جاي گرفتن كمر يكديگر، دستهاي چپ خود را بر روي شانه‌هاي هم مي‌انداختند.

افزون بر اينها، پاره‌اي از عزاداريهاي زنانه، به اتفاق مردها در آييني مشترك صورت مي‌گيرد؛ همانند مراسم «صبحدم»، «شام غريبان»، «طفل صغيري»، «شب سوم حسين»، «علم گرداني» و يا اجراي تعزيه‌هاي سنتي؛ از اين جهت مي‌توان موسيقي سوگواري زنانه‌ي بوشهر را در دو بخش مورد بررسي قرار داد؛

1_ بخشي كه با حضور مردها صورت پذير است.

2_ بخشي كه زنها مستقل از مردها به اجرا مي‌پردازند.

به هرحال اگر موسيقي سوگواري زنهاي بوشهري ـ در عزاداري مذهبي ـ را مورد كنكاش و بررسي قرار دهيم، به اين نتيجه مي‌رسيم كه اجراي انواع موسيقي در عزاداري ويژة ماه محرم، در مقايسه با ديگر مناسبت‌‌هاي عزاداري، مهمتر و از تنوع بيشتري برخوردار است.

در اين ايام، مجالس عزاداري زنانه در جاي جاي محله‌هاي مختلف بوشهر با استقبال چشمگيري مواجه و برگزار مي‌شود. محل اجراي اين نوع عزاداري‌ها نيز، جدا از بعضي تكايا و اماكن خاص، اغلب در منازل اشخاصي مي‌باشد كه براي برگزاري آن در خانة خود، حاجتي را طلب كرده‌اند.

در اين مجالس، معمولاً گهواره‌اي با پارچه و شالهاي رنگي آذين مي‌بندند كه آن را «مختك علي‌اصغر» مي‌گويند. عروسكي نيز به جاي طفلِ شيرخوار اهل بيت، درون آن جاي مي‌دهند. همچنين حجله و خوانچه‌اي هم به نام حضرت قاسم(ع) مي‌آرايند و دختري را در شمايل عروس قاسم، به نمايش مي‌گذارند، در پاره‌اي از مجالس نيز، بيرقي برپا داشته،‌ آن را «علَمِ حضرت عباس» مي‌نامند. …

اقلام ذكر شده در مجالس (جدايِ از نشانه‌هاي عزاداري و اعتقادات مذهبي برگزاركنندگان و يا كاربردهاي خاص آنها) براي نوحه‌ خوانان زن يا «سرخوان»، همانند پردة نقالي براي نقالان مي‌مانند. نوحه خوانان با استفاده از اين اقلام، مثلاً جنباندن گهواره در حين خواندن مصيبتهاي علي اصغر(ع)، تاثير نوحه‌گري و ايجاد فضاي مورد نياز را چند برابر مي‌كنند.

به قلم پژوهشگر بوشهری: محسن شریفیان

کنیزکان آفریقایی و عزاداری زنانه در بوشهر

یادداشتی در روزنامه ملت ما – 6 بهمن از چگونگي عزاداري زنانه در بوشهر قديم، آثار مكتوب و قابل‌توجهي در دست نيست. در اين رابطه تنها كتابي كه مي‌توان نام برد، «خليج فارس و درياي عمان در صد سال پيش» است. سديدالسلطنه در فصل «مُغنيان بوشهر» به اين موضوع چنين اشاره كرده كه: «مطربه: يك دسته كنيزان آزاد شده باشند. تقريبا 15 نفر شوند و آلات طربشان دايره‌يي است و حلقه دار. در اعياد و عروسي دعوت شده گاهي بي‌دعوت روند و دايره‌وار نشسته و تغني كرده و انعام يابند. در پُرسه محترمين هم روند و سرود واژگونه خوانند.»
(1)

از نوشته‌هاي سديدالسلطنه مي‌توان نتيجه گرفت كه پس از ورود بردگان آفريقايي به بوشهر، سرانجام عده‌يي از كنيزان آزاد شده ـ همچون عده‌يي از غلامان ـ موسيقي را به عنوان حرفه خود انتخاب كردند؛ اين كنيزان هم در مجالس جشن و هم در عزاداري‌ها شركت مي‌نموده تا انعامي يافته و امرار معاش كنند.

كنيزان سياهپوست بتدريج آواها و رسوم خود را با عزاداري‌ زنانه بوميان بوشهر تلفيق كرده و از آنجا كه حضور آنها در اينگونه مجالس، بصورت گروهي بوده و كارشان را نيز گروهي انجام مي‌داده‌اند؛ براي اجراي موسيقي خود كه نياز به همراهي و همخواني داشتند نيز دچار مشكل نبوده‌اند. به همين دليل نيز سرود واژگونه آنها مورد استقبال قرار گرفت، مقبوليت يافت و بتدريج موسيقي سوگواري زنانه بوشهر در سيطره كنيزان آفريقايي قرار گرفت. در تاييد و تثبيت جستار مطرح شده ـ جدا از رد پاي آشكار موسيقي سياهان آفريقايي بويژه در بعضي از فرم‌ها و نوحه‌هاي سرپايي‌ ـ گفتني است كه تا چند دهه پيش و حتي تا اين اواخر، اغلب خوانندگان مطرح موسيقي زنانه در بوشهر و مناطق اطراف آن، از همان تبار آزاد‌شدگان بوده‌اند. البته گزارشي از اينكه اين سياهان از «دايره»‌هاي خود در عزاداري نيز استفاده مي‌كرده‌اند، به دست نيامده است. در اين مقال بد نيست به نوازندگي تعداد معدودی از زنان در مراسم «سنج و دمام» اشاره كنيم. گفته مي‌شود كه در گذشته، زني معروف به ميشتي زهرا (مشهدي زهرا بلال زاده) در مسجد خيزمي‌ها (محله بهبهاني) «دمام اشكون» را بسيار جسورانه مي‌نواخته و نواختن «سنج» توسط زني معروف به «دي حسن ماهيني» در مسجد محله «جفره» (2) نيز در نوع خود كم نظير بوده است. سرخوان‌هاي سوگواري زنانه در هر مراسم، معمولا 2 نفر هستند كه اين رقم گاهي تا 4 نفر نيز افزايش مي‌يابد. آنها به نوبت، آوازها و نوحه‌ها را بين يكديگر و همخوانان مبادله مي‌كنند. اين مساله نيز احتمالا يادگار اجراهاي گروهي كنيزان آزاد شده در بوشهر است. تا كمتر از 50 سال پيش در عزاداري زنانه بوشهر، نوحه‌خواني و سينه‌زني به شكل سينه‌زني مردانه رواج داشت. كمااينكه هم‌اكنون از نوحه‌هاي قديم و جديد سينه‌زني مردان در لابه‌لاي نوحه‌هاي زنانه استفاده مي‌شود كه البته مورد استقبال عزاداران زن نيز واقع مي‌شوند. در اين نوع سينه‌زني -كه اكنون منسوخ شده است- (3) زن‌ها همانند مردها حلقه متحد‌الشكلي تشكيل داده، به همان فرم به سينه‌زني مشغول ‌شده و گاهي نيز اقدام به ساختن «بُرهاي» جديدي مي‌کردند. تنها تفاوت آنها در ايجاد «بُر» اين بوده كه به جاي گرفتن كمر يكديگر، دست‌هاي چپ خود را روي شانه‌هاي هم مي‌انداختند.

افزون بر اينها، پاره‌يي از عزاداري‌هاي زنانه، به اتفاق مردها در آييني مشترك صورت مي‌گيرد؛ همانند مراسم «صبحدم»، «شام غريبان»، «طفل صغيري»، «شب سوم حسين»، «علم گرداني» يا اجراي تعزيه‌هاي سنتي، از اين جهت مي‌توان موسيقي سوگواري زنانه بوشهر را در 2 بخش مورد بررسي قرار داد:

1- بخشي كه با حضور مردها صورت‌پذير است.

2- بخشي كه زن‌ها مستقل از مردها به اجرا مي‌پردازند.

به هرحال اگر موسيقي سوگواري زن‌هاي بوشهري ـ در عزاداري مذهبي ـ را مورد كنكاش و بررسي قرار دهيم، به اين نتيجه مي‌رسيم كه اجراي انواع موسيقي در عزاداري ويژه ماه محرم، در مقايسه با ديگر مناسبت‌‌هاي عزاداري، مهم‌تر و از تنوع بيشتري برخوردار است. در اين ايام، مجالس عزاداري زنانه در جايْ جاي محله‌هاي مختلف بوشهر با استقبال چشمگيري مواجه و برگزار مي‌شود. محل اجراي اين نوع عزاداري‌ها نيز، جدا از بعضي تكايا و اماكن خاص، اغلب در منازل اشخاصي است كه براي برگزاري آن در خانه خود، حاجتي را طلب كرده‌اند.

1- محمدعلي‌خان سديدالسلطنه بندرعباسي‌ـ سرزمين‌هاي شمالي، پيرامون خليج فارس و درياي عمان در صد سال پيش، «مغاص الئالي و منار اللّيالي» 1332ـ1324 ـ استخراج و تنظيم و تحشيه و تعليقات: احمد اقتداري ـ انتشارات جهان معاصر 1371ـ ص 35

2- آقاي علي دشتي و چندين نفر از مطلعين محلي.

3- قابل توضيح است كه نمونه‌يي از اين نوع سينه‌زني هرازگاهي در عزاداري زنانه محله «جفره» برگزار مي‌شود.

4- مختك در اصل همان مهتك در زبان پهلوي است كه در گويش جنوبي به مختك تغيير يافته است؛ حرف ك آخر اين كلمه، آن را به معني گهواره كوچك درآورده است. واژه «مهد» در زبان عربي نيز از كلمه «مهتك» گرفته شده است. مهدك = گهواره كوچك محسن شریفیان